آلبوم کانی سپی - گروه اساتید کامکار
آلبوم
" کانی سپی"
گروه اساتید کامکار
=========================================

جهت دانلود روی نام اهنگ کلیک نمایید.(کانی سپی= چشمه روشن)
*********************************************
آلبوم
" کانی سپی"
گروه اساتید کامکار
=========================================

جهت دانلود روی نام اهنگ کلیک نمایید.(کانی سپی= چشمه روشن)
*********************************************

روابط عمومی شرکت مخابرات ایران ضمن اعلام روش قطع پیامکهای تبلیغاتی با اشاره بر جنبه اطلاعرسانی این پیامکها به مشترکین توصیه کرد این پیامکها تبلیغاتی را قطع نکنند.
بــــه گزارش ایسنا، مدیر کل روابط عمومی شرکت مخابرات ایران اعلام کرد: مشترکین برای قطع پیامکهای تبلیغاتی می توانند از تلفنهای ثابت به شماره ۰۹۱۲۹۹۹۰ و از تلفنهای همراه با شماره ۹۹۹۰ تماس گرفته و پس از اتصال به اپراتور شماره تلفن خود را برای قطع پیامکهای تبلیغاتی به اپراتور بدهند. به این طریق پیامکی دریافت خواهند کرد که طبق دستورالعمل مندرج در آن می توانند نسبت به قطع پیامکهای تبلیغاتی شان اقدام کنند.
زارعیان تأکید کرد : شمارههای ۸۹۹۹ و ۵۰۰۵ و شمارههای دیگر زمانی پاسخگوی نیاز مشترکین است که از این شمارههــا و یا دیگر شمارههای شرکت مخابرات برای آنها پیامک ارسال شده باشد. به این ترتیب مشترکین می توانند طبق دستورالعمل مندرج در این پیامکها شمارههای مورد نظر را ارسال کنند تا پیامکهایشان قطع شود.
او با بیان این موضوع که پیامکهای تبلیغاتی نسبت به تعداد مشترکین بسیار کم و شاید بتوان گفت حتی از یک پیامک در روز هم کمتر است زیرا تعداد پیامکهای تبلیغاتی ۳۰ میلیون و تعداد مشترکین تلفن همراه ۵۰ میلیون است، اظهار کرد: توصیه می کنم مشترکین نسبت به قطع پیامکها اقدام نکنند زیرا این پیامها از طریق مؤسسات و ادارات مختلف ارسال می شود که به جز جنبه تبلیغاتی، جنبه اطلاع رسانی نیز دارد و حاوی اطلاعاتی از خدمات، امکانات و تسهیلات رفاهی و بانکی است.
وی درباره قطع آوای انتظار نیز گفت: آوای انتظار در یک محدوده زمانی یک ماهه برای افراد در نظر گرفته می شود. به این ترتیب تا وقتی که مدت زمان آن به اتمام نرسد امکان قطع آن وجود ندارد. در اواخر ماه برای مشترکین پیامکی ارسال می شود که آیا مایل به ادامه این آوای انتظار هستید یا خیر . به این ترتیب در صورت عدم تمایل ، اگر هیچ اس ام اسی ارسال نشود این خدمات همراه اول نیز قطع میشود.
ایرانسل: برای ثبت درخواست عدم دریافت پیامکهای تبلیغاتی در ایرانسل میتوانید عدد ۲ را به شماره ۵۰۰۵ ارسال نمایید (هزینه ارسال پیامک به این شماره رایگان است)
و یا میتوانید از طریق خط ایرانسل خود با شماره ۷۰۰ تماس گرفته و پس از برقراری ارتباط با اپراتور درخواست خود را مبنی بر عدم دریافت پیامکهای تبلیغاتی ابراز نمایید.
گردآوری: علی تاجگردون
اگر خواهی بمیری بی بهانه
بخور ماست و خیار و هندوانه!* * * * * * * * * * * * *
لاستیک قلبمو با میخ نگات پنچر نکن
* * * * * * * * * * * * *
شتاب مکن! مقصد خاک است
* * * * * * * * * * * * *
رادیاتور عشق من از بهر تو، آمد به جوش!
* * * * * * * * * * * * *
کاش جاده زندگی هم دنده عقب داشت
* * * * * * * * * * * * *
داداش مرگ من یواش!
* * * * * * * * * * * * *
کاش می شد سرنوشت را از سر نوشت
* * * * * * * * * * * * *
محبت از درخت آموز که سایه از سر هیزم شکن هم برنمی دارد
* * * * * * * * * * * * *
همه از مرگ می ترسند من از رفیق نامرد
* * * * * * * * * * * * *
تا جام اجل نکرده ام نوش
هرگز نکنم تو را فراموش!
* * * * * * * * * * * * *
جهان باشد دبستان و همه مردم دبستانی
چرا باید شود طفلی ز روز امتحان غافل؟!
* * * * * * * * * * * * *
درخت مکر زن صد ریشه دارد
فلک از دست زن اندیشه دارد!
* * * * * * * * * * * * *
دلبرا دل به تو دادم که به من دل بدهی
دل ندادم که به من ساندوچ و دلمه دهی!
* * * * * * * * * * * * *
دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ
ای هیچ تر از هیچ تو بر هیچ مپیچ!
* * * * * * * * * * * * *
دودوتا هفتا کی به کیه!
* * * * * * * * * * * * *
کوه از بالا نشینی رتبه ای پیدا نکرد
جاده از افتادگی از کوه بالا میرود!
* * * * * * * * * * * * *
گدایان بهر روزی طفل خود را کور می خواهند
طبیبان جملگی خلق را رنجور می خواهند!
* * * * * * * * * * * * *
تمام مرده شویان راضیند بر مردن مردم
بنازم مطربان را که خلق را مسرور می خواهند!
* * * * * * * * * * * * *
گرگی که مرا شیر دهد میش من است
بیگانه اگر وفا کند خویش من است
* * * * * * * * * * * * *
این وسیله بهر روزی دست ماست
در حقیقت مالک اصلی خداست
* * * * * * * * * * * * *
جوانی المثنی ندارد
* * * * * * * * * * * * *
علم بهتر است یا ثروت؟
هیچكدام فقط ذره ای معرفت
* * * * * * * * * * * * *
عیب رندان مكن ای زاهد پاكیزه سرشت
سرنوشت دگران بر تو نخواهند نوشت
* * * * * * * * * * * * *
هر كجا محرم شدی، چشم از خیانت باز دار
چه بسا محرم با یك نقطه مجرم میشود
* * * * * * * * * * * * *
من از عقرب نمیترسم ولی از سوسك میترسم
من از دشمن نمیترسم ولی از دوست میترسم
* * * * * * * * * * * * *
من نمی گویم مرا ای چرخ سرگردان مكن
هرچه می خواهی بكن محتاج نامردان مكن!
* * * * * * * * * * * * *
بوسه مگر چیست، فشار دولب
این كه گنه نیست، چه روز و چه شب
* * * * * * * * * * * * *
بمیرد آنكه غربت را بنا كرد
مرا از تو، ترا از من جدا كرد
* * * * * * * * * * * * *
100 بار بدی كردی و دیدی ثمرش را
خوبی چه بدی داشت كه یك بار نكردی
* * * * * * * * * * * * *
هندونه بده قاچ كنیم، لوپتو بده ماچ كنیم !
* * * * * * * * * * * * *
دانی كه چرا راز نهان با تو نگفتم،
طوطی صفتی طاقت اسرار نداری
* * * * * * * * * * * * *
به درویشی قناعت كن كه سلطانی خطر دارد

توجه داشته باشید روزه داری نیز اصول خود را دارد. برای همهی آنهایی که در این روزهای بلند تابستانی از خوردن و آشامیدن خودداری میکنند و دل به رحمت الهی میسپارند توصیه میکنیم با رعایت این اصول سلامت خود را تضمین کنند. قبل از هر چیز روزهداران باید به وقت افطار خوب بخورند(نه این که زیاد بخورند) و به اندازهی کافی مایعات بنوشند تا بتوانند آب بدن را تأمین کنند. در این مطلب برای شما 6 توصیه داریم تا ماه پر برکت رمضان را با سلامت پشت سر بگذارید. با ما همراه باشید.
در این روزهای بلند تابستانی مهمترین مسئله برای روزه داران تأمین آب بدن است. زمانی که پای سفرهی افطار نشستید و روزهتان را باز کردید تا سحر باید به میزان زیادی مایعات مصرف کنید. توجه داشته باشید سحری را حذف نکنید و قبل از اذان صبح نیز به اندازه کافی مایعات بنوشید تا در طول روز کمتر تشنه شوید و آب بدنتان حفظ شود. از میوههای آب دار مانند هندوانه غافل نشوید. سبزی خوردن را در افطار و سحر داشته باشید. شوید و جعفری به شما کمک میکند. بعد از افطار فراموش نکنید که آب، چای، آبمیوههای طبیعی و میوههای آبدار میل کنید.
زمان افطار بسیار مهم است. مواد غذایی سالم را در الویت برنامهی غذاییتان قرار دهید. لطفاً شیرینیجات را از خود دور کنید. خودتان که میدانید منظورمان چیست؟ همان زولبیا و بامیههای شیرین و چرب. خوردن زیاد مواد غذایی شیرین برای افطار شما را سیر نخواهد کرد و بدن را به هم خواهد ریخت.
توجه داشته باشید که سر افطار لازم نیست غذای سنگین بخورید. میدانیم که روزها بلند است و گرسنگی اذیت میکند. اما خوردن غذای زیاد و سنگین بعد از ساعتها گرسنگی، بدن را بهم میریزد و علاوه بر این باعث ایجاد اختلالاتی در خواب میشود.
حتماً به فکر تأمین ویتامینهای بدنتان باشید. از مصرف میوه، سبزیجات و به ویژه قندهای آرام (دیر جذب) مثل غلات و نان کامل غافل نشوید. باز هم تاکید میکنیم از وعدهی سحری چشم پوشی نکنید. غلات کامل را در این وعده نیز بگنجانید و تغذیهی درست و سالمی داشته باشید.
درست است که روزه با از اذان صبح شروع میشود با این حال روزه داران باید در طول بیست و چهار ساعت سه وعدهی غذایی (البته سبک) داشته باشند: اولین وعده قبل از اذان صبح، دومین وعده هنگام افطار و سومین وعده را 2 تا 3 ساعت بعد از افطار میل کنید. اگر در منزل هستید و امکان استراحت دارید بعد از ظهر حتماً بخوابید تا انرژی و قدرت برای ادامهی روز را کسب کنید.
توصیه میکنیم که از قرار گرفتن در معرض آفتاب و گرما خودداری کنید. اگر در منزل یا محل کارتان هستید اتاقهای خنک را انتخاب کنید. اگر در بیرون از منزل هستید حتماً در سایه باشید تا قدرت بدنی خود را از دست ندهید.
با وجود این که روزه داری تأثیر خیلی زیادی روی روزه داران نمیگذارد اما بهتر است تا جایی که میتوانید فعالیتهای جسمیتان را کاهش دهید. ورزش کاران باید خیلی مراقب سلامتی خود باشند و از انجام حرکات ورزشی سنگین خودداری کنند.
بیمارانی که از دیابت رنج میبرند باید به طور مرتب قند خونشان را کنترل کنند، به میزان زیادی مایعات بخورند و از مصرف شیرینیجات خودداری کنند تا سلامتیشان به خطر نیفتد.
افراد حساس و ضعیفی که اصرار دارند روزه بگیرند مثل زنان باردار، افراد سالمند و یا بیماران مبتلا به فشار خون بالا یا آسم به محض اینکه دچار ضعف یا علائم غیر عادی شدند حتماً باید با پزشک معالج خود مشورت کنند.
برای اینکه جانب احتیاط رعایت شود و ماه مبارک رمضان را با سلامت پشت سر بگذارید بهتر است قبل و بعد از این ماه به پزشک مراجعه کنید. اگر قبل از ماه رمضان به دکتر نرفتهاید بهتر است با او مشورت کنید و حتماً بعد از این ماه مبارک نیز برای تایید سلامت خود مجدداً سری به دکترتان بزنید.
گردآوری: علی تاجگردون

میراث آلبرتا، اولین كلمه ای است كه برای نگارش متن با موضوع نخبه به ذهنم می رسد، مستندی كه در آن به مهاجرت نخبگان پرداخته شده و سوسن خانم تلخی بی پایانی است بر این مهاجرت....
اما القصه این که هر دوره به فراخور حال خود نخبگانی دارد، روزی فرزند آشپز باشی دربار می شود نخبه سیاسی و موسس دارالفنون مهد تربیت نخبگان ایرانی. روزی محمود حسابی می شود تنها شاگرد ایرانی انیشتین و یكی از برترین های فیزیك دنیا و روزی غلامحسین افشردی 22 ساله می شود نخبه میدان جنگ و جهاد و جوان ترین فرمانده روزهای دفاع در دهه 60.
با این حال نازپرورده نبودن وجه مشترك نخبگان است چراکه شكست بال دوم پیروزی و موفقیت این افراد است، اما حمایت با نازپروردگی مغایرت دارد،چرا كه حتی جوجه عقاب نیز برای اوج گرفتن و عقاب شدن نیاز به حمایت مادر خود دارد، استعداد، ایده و طرح های نخبگان ما نیز نیازمند حمایت است، هر كس به قدر وسع خویش خانواده، مراكز آموزشی و مسئولین.
اما به نظر می رسد نخبگان حداقل تعدادی از آنها كه امیدواریم كم باشند، دل خوشی از مسئولین ندارند، و رقم قراردادهای ورزشكان بویژه آقایان فوتبالیست، این روزها شده مزید بر علت این دل ناخوشی ها.
اگر كمی انصاف داشته باشیم به نخبه ها و پژوهشگران حق می دهیم كه برای یك وام باید ساعات مفیدی كه صرف طرح و مطالعات خود كنند در بروكراسی اداری و كاغذ بازی ها هدر می رود و این را به ذهن تداعی می كند كه مسئولین به جای نخبه پروری نخبه پرانی می كنند.
خدا کند که در همه دانشگاه ها اینطور نباشد، اما چیزی که بنده خود به چشم دیدم این بود که متاسفانه برخی از اساتید بیگاری هایی را از دانشجویان می کشند مبنی بر ترجمه کردن متون واین که سر آخر کتابی بیرون بیاید که سختی های اصلی آن بر عهده دانشجو بوده است و در این وسط چند نمره ناقابل می شود ،مزد این دانش پژوهان ساده است
اگر انصاف را قاضی كنیم می بینیم كه هدف افتخار آفرینی برای كشور است همچنین كه توسعه وآبادانی یك سرزمین در گرو دانش مردمانآن سرزمین است اما مسئولین با علم به این خواسته یا ناخواسته سدی می شوند در برابر تحقق استعدادهای نخبگان.
مهاجرت، یاس و سرخوردگی، بی اعتمادی به مسئولین بزرگترین معایب بی توجهی به نخبگان است كه تبعات بسیاری می تواند داشته باشد.
سیستم آموزشی كشور ما در تضعیف نخبه ها كارایی خاصی دارد 4 سال برای گرفتن یك مدرك كارشناسی در مسیر دانشگاه رفت و آمد می كنی، دریغ از یك مقاله معتبر که این مساله در علوم انسانی نمود بیشتری دارد و این مفهوم را می رساند كه محصلان علوم انسانی نخبه محسوب نمی شوند در حالی كه بر پایه نظریه تافلر دنیا درآینده ای نه چندان دور، بر مدار علوم انسانی خواهد گشت.

در این نوشته نمی توان به طور تمام قد از علوم انسانی كه امروز برای اسلامی كردن آن بحث و بررسی است دفاع كرد.
اما به جد این موضوع مطرح است كه استادان ما در دانشگاه ها روی خوشی برای همكاری علمی به دانشجویان كارشناسی نشان نمی دهند و تنها آنها را مترجم و كمك ویراستار در تالیف كتابهایشان می بینند.
از این رو با وجود بی مهری مسئولین، بی توجهی اساتید نیز به نخبگان استفاده می شود در کنار مجوز مهاجرت به خارج از كشور و یا دلسردی نسبت به علم.
مدارس استعدادهای درخشان با آزمون استعدادها را گلچین می كنند، انجمن ها و بنیاد تشكیل می شوند و قوانین بسیار جالبی وضع می كنند اما دریغ از عمل چرا كه همه روی كاغذ است.
كمبود بودجه بزرگترین معضل پژوهش دانشگاهی
تحریم مواد و تجهیزات آزمایشگاهی، نوسانات ارزی، بوروكراسی اداری در خرید مواد، كمبود بودجه و اعتبار تخصیص یافته به پژوهش ها، در زمره بی توجهی به نخبگان قرار دارد با این كه مقام معظم رهبری عنایت ویژه ای به نخبگان دارند و هر سال در مراسمی صمیمانه با دقت و حوصله مثال زدنی و موشكافانه پای صحبت و درد دل پژوهشگران می نشیند و همواره بر خودكفایی علمی تاكید می كنند و توصیه ها و تاكیداتی نیز به وزار و مسئولین مربوطه ایراد می كنند.
تعریف اساتید ما از كار پژوهشی خلاصه می شود به یك تحقیق كپی محض از سایت ها و نهایت رونویسی از كتابها، دریغ از یك مقاله ی معتبر علمی...
میان ماه من تا ماه گردون.....

از نخبه پروری تا بازیکن سالاری
در روز گار ما به لطف برخی از دوستان، ساق پای بازیکنان مهم تر از سلول های خاکستری نخبه هایمان شده است.درست در هفته گذشته و همزمان با برگزاری المپیاد دانشجویان نخبه، پرونده نقل و انتقالات فوتبالیست ها در حال بسته شدن بود، اما این کجا و آن کجا...این روزها اجر و قرب برخی بازیکنان و ورزشکاران و یک تار آن ها می ارزد به ده مقاله آی.اس.آی، اعتراض هم که می کنی می گویند مگر چند فوتبالیست در لالیگا داریم، شما معترضین اصلا می دانید که بازیکنان ایرانی نام کشور را درغربت زنده می کنند، منکر این مطلب نیستیم اما حداقل ای کاش بی حاشیه نام ایران را تداعی کنند، دلمان خون است ،اما چه کنیم که خون ورزشکاران این روزها رنگین تراز نخبه هایمان شده است.
من خود به چشم خویشتن دیدم که....
خدا کند که در همه دانشگاه ها اینطور نباشد، اما چیزی که بنده خود به چشم دیدم این بود که متاسفانه برخی از اساتید بیگاری هایی را از دانشجویان می کشند مبنی بر ترجمه کردن متون واین که سر آخر کتابی بیرون بیاید که سختی های اصلی آن بر عهده دانشجو بوده است و در این وسط چند نمره ناقابل می شود ،مزد این دانش پژوهان ساده است.
اگر كمی انصاف داشته باشیم به نخبه ها و پژوهشگران حق می دهیم كه برای یك وام باید ساعات مفیدی كه صرف طرح و مطالعات خود كنند در بروكراسی اداری و كاغذ بازی ها هدر می رود و این را به ذهن تداعی می كند كه مسئولین به جای نخبه پروری نخبه پرانی می كنند
آن روی سکه علم درایران
علم در ایران را اگر بخواهیم بیشتر بررسی کنیم باید علاوه بر اقلیت و نخبگان به دانشجویان معمولی نیز اشاره کنیم:
پس از 12 سال طی کردن دوران دانش آموزی تازه آغاز راه و تجربه کردن همه سختی ها است و اینجاست که تازه باید از بین تست ها آینده خود را انتخاب کنی، هر چند که این روزها دیگر کسی ازکنکور به عنوان غول یا کابوس دوران جوانی یاد نمی کند چرا که خدا برکت دهد دانشگاه ها و موسسات آموزشی که مثل قارچ بر سر راه دانش روییده اند و خدا حفظ کند رشته هایی که یک کامیون اسمشان را هم نمی کشد، مدیریت؟؟؟، مهندسی؟؟؟......

این روزها آخرین راهی که به عنوان پول درآوردن به فکر جوانها خطور می کند، درس خواندن و کسب علم است، این روزها دیگر استرس کنکور خنده دار است، حفظ کند خدا جیب پدر و دانشگاه آزاد ها و شبه آکسفورد ها را.....
همه این مسائل در حالی است که اگر 4سال دوران کارشناسی را تنگ آن 12سال اضافه کنیم تازه می شود لیسانسکی که ما حصل 8ترم رفت و آمد به دانشگاه است، دانشی که در جزوه های کپی شده باقی مانده وپس از فارغ التحصیلی خاک روی آن می نشیند به همین منظور می توان گفت که به درستی درونی نمی شود.
در آخر، باید گفت که وضعیت علم در ایران به ویژه علوم انسانی، نیاز به حمایت ها وبرنامه ریزی های بیشتری داردو نباید دست گذاشت روی دست و باد در غبغب انداخت که روزی در این رشته چه بودیم و چه بودیم و در نهایت بگوییم منم آنم که رستم بود پهلوان......
خلاصه تاوقتیکه پنجره جمعیتی کشورباز است و جوان داریم باید یه فکرآینده باشیم وگرنه غافل شویم ما می مانیم و نوش دارویی و عمری که رفته......
گردآوری: علی تاجگردون

مشکلات در تمام دوره های زندگی انسان وجود دارد، مخصوصا در دوره های نوجوانی و جوانی، به علت بروز برخی از مسایل خاص از جمله بحران دوره بلوغ، تعدد این نوع مشکلات بیشتر و درجه اهمیت آن نیز افزون تر می گردد. یکی از مشکلات رایج در دوران نوجوانی و اوایل جوانی، عدم رضایت از ظاهر است.
فشار گروه همسالان، تصاویر رسانه ای، ارزشهای والدین و تعریف و تمجیدها و ......همگی به اتفاق هم بر روی تصویر ذهنی یک نوجوان تاثیر می گذارد. پسرها به اندام ورزیده و ماهیچه ای قهرمانان ورزشی می نگرند و در این قیاس احساس کمبود می کنند. دخترها با دیدن مجلات و تصاویر و مانکن ها و .. از خود بیخود شده و احساس حقارت می کنند. از بیلبوردهای تبلیغاتی گرفته تا تصاویر ماهواره ای و .. نوجوان هر روز با این مفهوم و استدلال مورد حمله و یورش قرار می گیرد که اندامش مناسب نیست و مرتبا آنها را به دلفریبتر شدن، ورزیده تر شدن، بلندتر شدن، لاغرتر شدن و در یک کلام بهتر شدن ترغیب می نماید.
عجیب نیست که نوجوانان و جوانان امروز تصور می کنند که اندام و هیکل شان به اندازه کافی خوب نیست.
در اینجا یک سری راهکار برای خود پذیری و یافتن تصویر ذهنی مثبت از اندام ارایه می شود:
سعی کنید هیچگاه اندام فرزند نوجوان و یا جوان تان را نقد و نکوهش نکنید: باور کنید نوجوانان و جوانان نسبت به اندامشان بیش از حد حساس هستند و بهتر از هر کسی به اندامشان اشراف و آگاهی دارند.آنها نقایص خود را می دانند و تصور می کنند این نواقص بسیار فاحش و چشم گیر است.
تحریف زدایی کنید. نوجوان یا جوان خود را از این موضوع مطلع کنید که این مدلها و مانکنها در حالت عادی شبیه به آنچه در مجلات و سینما و .. دیده می شوند نیستند. تصاویر آنها مورد اصلاح قرار میگیرد و کاملا واقعی نیست.
تصویر ذهنی خودتان را در نظر بگیرید: ایا شما خودتان دارای تصویر ذهنی مثبتی از اندام تان به نوجوان یا جوان تان منتقل می کنید. وقتی که خودتان فاقد تصویر ذهنی مثبت از اندام تان هستید به طور ناخودآگاه و ناخواسته این پیام منفی را به او هم منتقل می کنید.
عیب جویی: توجه به این نکته که هیچکس بی عیب نیست باعث می شود تا آنها نیز عیب و نقص خود را بشناسند و به آن اعتراف کنند تا ضمن اینکه به عیب خود پی ببرند، به شمردن عیب و نقص دیگران نپردازند و از طرف دیگر خود را همان طور که هستند بپذیرند.
برچسب زدن: نباید ارزیابی های متفاوت و مختلفی که در مورد اشیا و اجسام بی جان و بی روح انجام می دهیم در مکورد نوجوانان هم انجام دهیم، زیرا برچسبهای گوناگون که با چنین ارزیابی های نسنجیده عواقب منفی در پی دارد.
داشتن برنامه صحیح و اصولی برای گذراندن اوقات فراغت موفقیت فرد را تضمین می کند. برنامه ریزی صحیح باید توام با واقعیتهای موجود باشد که برخی از آنها عبارتند از:
ورزش کردن: روی آوردن به ورزش از گرایش نوجوان به افکار منفی و انتقاد گرایانه نسبت به ظاهر و هیبت کلی خود جلوگیری می کند و باعث می شود تا نیروی ذخیره شده اضافی در بدن وی به طریق منطقی تخلیه شود. با ورزش و تداوم آن، نوجوان به وضعیت تعادل روحی و روانی همراه با نحوه مبارزه و رقابت سالم مثبت می رسد.

مطالعه: یکی دیگر از راههای کنترل هیجانات و افکار منفی در نوجوانان و جوانان مطالعه است. سوق دادن افراد به سمت مطالعه صحیح می تواند از گرایش آنها به سمت خود کم بینی، اعتماد به نفس کم و نابسامانی جلوگیری کند.
ارزیابی از خود: اگر فاصله میان خودآرمانی و خود واقعی زیاد باشد نوعی اضطراب در نوجوان ایجاد می کند. چنانچه از میزان چنین فاصله ای کم شود، از میزان هیجانات فرد هم کاسته می شود.
مصاحبتهای مناسب و بررسی شده: مصاحبت با همسالان و کلا افراد موفق، با انگیزه، مثبت اندیش و توانمنداز یک طرف می تواند اطلاعات لازم را به نوجوان و جوان بدهد و از طرف دیگر در انتقال تجربه به آنها از جانب بزرگان موجب تسهیل شرایط نو و تازه می گردد. لذا این مراودات از اثرات منفی تبلیغات و ناهنجاری های رایج در محیط اطراف که بر نوجوان و جوان می تواند اثر بگذارد می کاهد.
گردآوری: علی تاجگردون
داستان ۲:
یک دانشجوی دختر با موهای قرمز که از چهرهاش پیداست آلمانی است، سینی غذایش را تحویل میگیرد و سر میز مینشیند و سپس یادش میافتد که کارد و چنگال برنداشته، و بلند میشود تا آنها را بیاورد اما وقتی برمیگردد، با شگفتی مشاهده میکند که یک مرد سیاهپوست، احتمالا اهل ناف آفریقا (با توجه ...به قیافهاش)، آنجا نشسته و مشغول خوردن از ظرف غذای اوست !!!
بلافاصله پس از دیدن این صحنه، زن جوان سرگشتگی و عصبانیت را در وجود خودش احساس میکند اما بهسرعت افکارش را تغییر میدهد و فرض را بر این میگیرد که مرد آفریقایی با آداب اروپا در زمینۀ اموال شخصی و حریم خصوصی آشنا نیست.
او حتی این را هم در نظر میگیرد که شاید مرد جوان پول کافی برای خرید وعدۀ غذاییاش را ندارد.
در هر حال، تصمیم میگیرد جلوی مرد جوان بنشیند و با حالتی دوستانه به او لبخند بزند.
جوان آفریقایی نیز با لبخندی شادمانه به او پاسخ میدهد !
دختر آلمانی سعی میکند کاری کند؛ اینکه غذایش را با نهایت لذت و ادب با مرد سیاه سهیم شود.
به این ترتیب، مرد سالاد را میخورد، زن سوپ را، هر کدام بخشی از تاس کباب را برمیدارند، و یکی از آنها ماست را میخورد و دیگری پای میوه را.
همۀ این کارها همراه با لبخندهای دوستانه است؛ مرد با کمرویی و زن راحت، دلگرمکننده و با مهربانی لبخند میزنند.
آنها ناهارشان را تمام میکنند...
زن آلمانی بلند میشود تا قهوه بیاورد و اینجاست که پشت سر مرد سیاهپوست، کاپشن خودش را آویزان روی پشتی صندلی میبیند، و ظرف غذایش را که دستنخورده روی میز مانده است....
هیچ گاه زود قضاوت نکنید