اقرار یعنی چه ؟

اقرار یعنی چه ؟

چیزهایی که ما می گوییم دو گونه هستند؛ یا کردن یا نکردن کاری را می خواهیم، مثل؛ «درس بخوان»، «شجاع باش»، «تقلب نکن». گفته می شود اینها «انشا» است یا «جنبه انشایی دارد». معنی این گفته این است که گوینده آنچه را می گوید واقعاً می خواهد و احتمال راست یا دروغ بودن در آنچه می گوید وجود ندارد. حالت دیگر این است که از واقعه یی یا حالتی خبر می دهیم. مثل؛ «فلانی مرد خوبی است»، «امروز کسل هستم»، «قانون مدنی اصلاح شد» و مانند اینها. گفته می شود اینها «خبر» است یا «جنبه خبری دارد» و می تواند راست باشد یا دروغ. از این رو گفته اند «خبر چیزی است که احتمال صدق یا کذب در آن وجود داشته باشد.»

در تعریف «اقرار» ماده 1259 قانون مدنی گوید؛ «اقرار عبارت از اخبار به حقی است برای غیر بر ضرر خود.» و ماده 1275 همان قانون گوید؛ «هر کس اقرار به حقی برای غیر کند ملزم به اقرار خود خواهد بود.» و در ماده 1277 قانون مذکور آمده است؛ «انکار بعد از اقرار مسموع نیست لیکن اگر مقر (اقرارکننده) ادعا کند اقرار او فاسد یا مبنی بر اشتباه یا غلط بوده شنیده می شود و همچنین است در صورتی که برای اقرار خود عذری ذکر کند...». در ماده 1278 قانون مدنی می خوانیم؛ «اقرار هر کس فقط نسبت به خود آن شخص و قائم مقام او نافذ است و در حق دیگری نافذ نیست...»

 نکته بسیار مهم و قابل توجه این است که اقرار می تواند در امور مدنی (یا حقوقی) باشد یا در امور کیفری (یا جزایی). مورد اول مربوط است به تعهدات و معاملات و قراردادها و مانند اینها. مثل اینکه حسن اقرار کند پنج میلیون تومان به تقی بدهکار است یا اقرار کند به ساخت و تحویل فلان دستگاه به او متعهد بوده است یا منصور اقرار کند هوشنگ فرزند اوست و امثال اینها. مورد دوم حالتی است که کسی به ارتکاب جرمی اقرار می کند. مثلاً فردی اقرار می کند کسی را کشته یا اتومبیلی را دزدیده یا سندی را جعل کرده یا برای براندازی حکومت توطئه کرده است. اقرار در امور مدنی با اقرار در مسائل کیفری تفاوت های جدی دارد که کمتر به آن توجه می شود و این باعث پیشداوری ها و اشتباهات بسیار می شود و هدف اصلی ما در این نوشته پرداختن به این موضوع است.

تجزیه و تحلیل تعریف اقرار

1- «اخبار» (به کسر همزه بر وزن امضا) به معنی «خبر دادن از چیزی» یا «اعلام کردن چیزی» است.

2- «حق» مزیت و برتری و امکان برخورداری ویژه یی است که مختص فرد یا افراد خاص باشد.

3- منظور از «غیر» کس یا کسانی غیر از اقرارکننده (مقر) هستند.

4- منظور از «بر ضرر خود» یعنی به ضرر اقرارکننده. همین جا بهتر است توضیح دهیم مطالب «خبری» که ما می گوییم یا صرفاً جنبه خبر دارند و در گفت وگوهای معمولی مطرح می شوند یا ضمن دعوای حقوقی و پرونده کیفری. نوع اول به بحث ما مربوط نیست اما گونه دوم از سه حالت خارج نیست.

الف- چیزی را به نفع دیگری و به ضرر خود اعلام می کنیم، که این «اقرار» است.

ب- چیزی را به نفع خود و ضرر دیگری اعلام می کنیم، که این «ادعا» است.

پ- چیزی را به نفع یکی و به ضرر یکی دیگر اعلام می کنیم، که این «شهادت یا گواهی» است. بنابراین اگر کسی که تحت تعقیب کیفری است مثلاً بگوید؛ «بنده و علی و هوشنگ و منصور و احمد در جلسه یی که در خانه علی تشکیل شده بود موضوع براندازی حکومت را مورد بررسی قرار دادیم. اینجانب اسلحه و مهمات تهیه کرده بودم. هوشنگ نقشه محل هایی را که باید به آنها حمله شود تهیه کرده بود. منصور مشخصات خودروهای نظامی و انتظامی را آورده بود و احمد پول های دریافتی از سفارتخانه های خارجی را به همراه داشت...» اظهارات او نسبت به خودش اقرار به توطئه، براندازی و اقرار به تهیه اسلحه و مهمات به این منظور است اما نسبت به سایرین گفته های او «شهادت» تلقی می شود و این شهادت، هم به لحاظ فقدان شرطی که در حقوق جزای اسلامی «لزوم ارتفاع تهمت در شهادت» نامیده می شود، هم به جهت «عدم ارتفاع تهمت» بی اثر و غیرقابل استماع است.

منظور از «ارتفاع تهمت» این است که وقتی کسی علیه دیگری در امور کیفری شهادت می دهد، خودش در معرض همان تهمت یا اتهام و شریک یا معاون جرم کسی که علیه او شهادت می دهد نباشد و به تعبیر دیگر تهمت آن جرم در مورد او «مرتفع» باشد. بنابراین اظهارات کسانی که به جرم واحد متهم و به اصطلاح «هم پرونده» هستند، علیه یکدیگر قابل استناد نیست ولو اینکه این مطالب را ضمن اقرار علیه خودشان بیان کرده باشند.

اثر اقرار در امور مدنی (حقوقی) و مسائل کیفری

همچنان که گفتیم به تفاوت های «اقرار مدنی» با «اقرار کیفری» کمتر توجه می شود و مخلوط کردن این دو می تواند آثار سوء بسیار به ویژه در رعایت حقوق متهم داشته باشد. به یاد داشته باشیم با «اقرار مدنی» آنچه از دست می رود - در تحلیل نهایی- مال و حقوق مالی است اما در اقرار کیفری چیزی که نابود می شود آزادی، آبرو، موقعیت اجتماعی و حتی جان اقرار کننده است. با یکسان پنداشتن «اقرار مدنی» و «اقرار کیفری» بسیاری گمان می برند همچنان که با اقرار بدهکار به بدهکار بودن، دعوی تمام و به نفع مدعی (خواهان) حکم صادر می شود، در پرونده کیفری هم وقتی متهم اقرار کرد کار تمام است و هیچ بررسی و پرس وجوی بیشتری لازم نیست. البته برخی شرایط صحت اقرار بین اقرار مدنی و کیفری مشترک است. اما تفاوت در موضوع اقرار (یا مقر به= آن چیزی که به آن اقرار می شود) است. از این رو باید این یکسانی ها و تفاوت ها را بررسی کرد.

شرایط مشترک صحت اقرار در امور مدنی و کیفری

به موجب ماده 1262 قانون مدنی «اقرارکننده باید بالغ و عاقل و قاصد و مختار باشد. بنابراین اقرار صغیر و مجنون در حال دیوانگی و غیرقاصد و مکره موثر نیست.» این شرایط در مواد 69 ، 116 ، 136، 154 ، 169 و 233 قانون مجازات اسلامی برای اقرار در جرائم مستوجب حد و قصاص نیز آمده است. اما در قانون آیین دادرسی کیفری جز در ماده 194 و بند 2 ماده 193 حکم صریح و تفصیلی در این مورد وجود ندارد. بند 2 ماده 193 گوید؛ «... تحقیق از متهم مبنی بر اینکه آیا اتهام وارده را قبول دارد یا نه؟...» و در ماده 194 آمده است؛ «هرگاه متهم اقرار به ارتکاب جرمی نماید و اقرار او صریح و موجب هیچ گونه شک و شبهه یی نباشد و قرائن و امارات نیز موید این معنی باشند، دادگاه مبادرت به صدور رای می نماید و در صورت انکار یا سکوت متهم یا وجود تردید در اقرار یا تعارض با ادله دیگر، دادگاه شروع به تحقیق از شهود و مطلعین و متهم کرده و به ادله دیگر نیز رسیدگی می کند.»

1- بلوغ؛ منظور از بلوغ با توجه به تبصره 1 ماده 1210 قانون مدنی رسیدن پسر به سن 15سال تمام قمری و دختر به سن 9 سال تمام قمری است. همین تعریف را تبصره 1 ماده 219 قانون آیین دادرسی کیفری به نوعی پذیرفته است؛ «منظور از طفل کسی است که به حد بلوغ شرعی نرسیده باشد.» و تبصره 1 ماده 49 قانون مجازات اسلامی نیز «اطفال» را با همین تعریف مبرا از مسوولیت کیفری اعلام کرده است. بنابراین اقرار پسری که 15 سال قمری تمام دارد و دختری که 9 سال تمام قمری را پشت سر گذاشته، مثلاً به قتل یا زنا صحیح و نافذ است. بد نیست به خاطر داشته باشیم این پسر و دختر تا 18سالگی - طبق قانون رشد متعاملین- نمی توانند مستقلاً نسبت به اموال شان معاملاتی انجام دهند و همین دختر تا رسیدن به سن 13سالگی، بدون تحصیل مجوز از دادگاه، حق ازدواج دارد.

2- عقل؛ در قوانین ما به عوارض جنون اشاره شده است بدون اینکه جنون تعریف شده باشد. ماده 51 قانون مجازات اسلامی «جنون در حال ارتکاب جرم» را از هر درجه یی که باشد رافع مسوولیت کیفری می داند و ماده 1213 قانون مدنی جنون دائمی را مطلقاً و جنون ادواری را در حال وجود مانع نفوذ معامله اعلام کرده است. ماده 95 قانون آیین دادرسی کیفری نیز جنون متهم را از موجبات موقوفی تعقیب او می داند. اما از «جنون» تعریفی در دست نداریم و به این ترتیب، در همه حال، احراز آن موکول به اظهارنظر اهل خبره و کارشناسان پزشکی قانونی است.

3- قصد؛ منظور این است که اقرار در مقام شوخی و هزالی نباشد. به عبارت دیگر آنچه «اقرارکننده» می گوید به منظور «اقرار» با توجه به تعریف آن باشد نه به هر جهت دیگر.

4- اختیار؛ اختیار در مقابل «اکراه» است. به موجب ماده 202 قانون مدنی «اکراه به اعمالی حاصل می شود که موثر در شخص با شعوری بوده و او را نسبت به جان یا مال یا آبروی خود تهدید کند به نحوی که عادتاً قابل تحمل نباشد. در مورد اعمال اکراه آمیز سن و شخصیت و اخلاق و زن یا مرد بودن شخص باید در نظر گرفته شود» و ماده 204 قانون مذکور گوید؛ «تهدید... در نفس یا جان یا آبروی اقوام نزدیک... از قبیل زوج و زوجه و آبا و اولاد موجب اکراه است...» در اقرار مدنی صحت اقرار موکول به وجود این شروط است و اجمالاً می توان این معنی را در اقرار کیفری نیز صادق دانست. اما - همچنان که گفتیم- وقتی نتیجه اقرار سلب آزادی و آبرو و جان مقر باشد، دقت بیشتر و تفصیل دقیق تر لازم خواهد بود.

شستن دستها قبل از طعام،فقرو تنگدستی رامیزدایدوبعدازآن ناراحتی هاراازبین میبرد 

 

امام حسن مجتبی علیه السلام

دلایل اثبات حق

الف-شمار این دلایل 

بر اساس ماده 1258 قانون مدنی دلایل اثبات دعوا از قبیل زیر است

1) اقرار    2)اسناد کتبی      3)شهادت      4)امارات       5)قسم       6)مشاهده های دادرسی

 

من در این بخش راجع به مورد اول یعنی اقرار توضیح میدهم و بقیه را به ترتیب در مطالب بعدی ذکر میکنم

 

1-اقرار

تعریف اقرار 

 

ماده 1259 قانون مدنی در مورد اقرار میگوید ((...اخبار به حقی است برای غیر به ضرر خود))

بنابراین اقرار نمیتواند حقی را به وجود بیاورد یا از بین ببرد.اقرار وسیله اعلام حق است و نشان می دهد که اقرار کننده دینی بر عهده داشته و اکنون آن را میپذیرد.پس نباید اقرار را در شمار اعمال حقوقی آورد.همچنین باید دانست که اعتبار و نیروی اثبات کننده اقرار محدود به رویدادهاست و درباره قواعد حقوق اثر ندارد.پس اگر خوانده دعوا اقرار کند که قانون مورد استناد خواهان وجود دارد و یا همین معنای مورد نظر او را داراست،این اقرار نه خوانده را پایبند میسازد و نه دادگاه را از جست و جو و اجتهاد بی نیاز میسازد.

اعلام حق را در همه موارد نمیتوان اقرار نامید.باید شخص وجود حقی را به زیان خود و به سود دیگری بپزیرد.پس اگر شخصی وجود حقی را در روابط با دیگران اعلام کند کار او را شهادت یا گواهی مینامند

 

الف-شرایط درستی اقرار 

1-سلامت و اعلام اراده 

 

اقرا کار ارادی است و در صورتی اثر دارد که به قصد اخبار از وجود حق انجام گیرد.پس اگر شخصی به قصد شوخی و استهزاء دینی را برای خود تصدیق کند،اقرار انجام نشده است.اکراه نیز اثر اقرار را از بین میبرد زیرا نفوذ هر کار ارادی منوط به داشتن اختیار است.

اصل 38 قانون اساسی برای زدودن آثار اقراری که به اکراه یا شکنجه گرفته میشود اعلام میکند ((هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار یا کسب اطلاع ممنوع است.اجبار شخص به شهادت،اقرار و سوگند مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگند فاقد ارزش و اعتبار است.متخلف از این اصل طبق قانون مجازات خواهد شد))

قانون مدنی در مبحث اقرار نیز یکبار دیگر تجزیه اراده را به دو عنصر قصد و رضا تجزیه میکند و در ماده 1262 میگوید ((اقرار کننده باید...قاصد و مختار باشد))

برای وقوع اقرار اراده باید اعلام شود.این اعلام تشریفات خاص ندارد و ممکن است به وسیله نوشتن یا گفتن در دادگاه یا خارج از آن انجام پذیرد.ولی تنها به اعلان اراده مقر واقع میشود و نیازی به موافقت مقر له ندارد

ماده 1272 قانون مدنی میگوید ((در صحت اقرار تصدیق مقرله شرط نیست لیکن اگر مفاد اقرار را تکذیب کند اقرار مزبور در حق او اثری نخواهد داشت))

 

2-اهلیت و اختیار

اقرار کننده باید اهلیت داشته باشد.دیوانه و صغیر غیر ممیز در هیچ مورد و ورشکسته و سفیه و صغیر ممیز(بچه دارای شعور)فقط در موارذی که صلاحیت دارند میتوانند اقرار کنند.اقرار سفیه(بالغ بدون شعور)در امور مالی صحیح نیست.

 

3-بطلان اقرار معلق

خبر دادن از هیچ امری نمیتواند معلق باشد.اراده خلاق میتواند زمینه ای باشد که در صورت وقوع حادثه ای تبدیل به حق شود ولی معقول به نظر نمیرسد که واقعه ای را به صورت معلق اعلام دارد

 

4-تعیین و امکان وقوع موضوع

مقرله(کسی که به نفع آن اقرار میشود )باید قابل تعیین باشد و حقی که به موجب اقرار تعیین شده بر طبق عقل و عادت و قوانین بتواند به سود او ایجاد شود

چنان که ماده 1271 قانون مدنی مقرر میدارد ((مقر له اگر به کلی مجهول باشد اثری ندارد و اگر فی الجمله معلوم باشد مثل اقرار برای یکی از دو نفر معین صحیح است))

 

5-اقرا به نسب

قانون مدنی برای صحت اقرار به نسب شرایط ویژه ای را مقرر داشته که این شرایط عبارتند از

1-امکان تحقق بر حسب عادت و قانون:یعنی اگر کسی اقرار به فرزندی کند که از او مسن تراست  صحیح نیست

2-تصدیق کسی که نسبت به او اقرار شده است

4-نبودن جنگ و منازعه بین خویشاوندان

 

2-آثار اقرار

1-قاطعیت اقرار 

((اگر کسی اقرار به امری نماید که دلیل حقانیت طرف است خواستن دلیل دیگر برای ثبوت آن حق لازم نیست)).باید دانست که قطع دعوا به وسیله اقرار تنها به عنوان اصل پذیرفته میشود زیرا اگر دروغ بودن گفته مقر در دادگاه ثابت شود اثری بر آن بار نیست

 

((انکار بعد از اقرار مسموع نیست لیکن اگر مقر ادعا کند که اقرار فاسد یا مبنی بر اشتباه یا غلط بوده شنیده میشود و همچنین است در صورتی که برای اقرار خود عذری ذکر کند که قابل قبول باشد مثل اینکه بگوید اقرار به گرفتن وجه در مقابل سند یا حواله بوده که وصول نشده  لیکن دعاوی مذکور مادامی که اثبات نشده مضر به اقرار نیست))

2-اصل تجزیه ناپذیربودن اقرار 

اگر خوانده تمام ادعا یا بخش معینی از آن را تصدیق کند اقرار او ساده است و هیچ گفت و گویی در باب تجزیه آن نیست.ولی مشکل در این است که پذیرفتن بی چون و چرا حق کمتر اتفاق می افتد.خوانده یا متهم میداند که اقرار به ضرر او است پس اگر ناچارآ بپذیرد سعی میکند به آن رنگ خاصی بدهد و قیود خاصی را به آن اضافه کند که اثر دلخواه را برای خواهان نداشته باشد

ماده 1282 قانون مدنی مقرر میدارد((اگر موضوع اقرار در محکمه مقید به قید یا وصفی باشد مقر له نمیتواند آن را تجزیه کند واز قسمتی که به نفع اوست به ضرر مقر استفاده نماید و از جزء دیگر آن صرف نظر کند))

3-امکان استثنایی تجزیه اقرار 

اصل تجزیه ناپذیر بودن اقرار در دو مورد اجرا نمیشود

1-در موردی که مدعی بخشی از اقرار که به سود اوست و نادرست بودن بخش دیگر را اثبات کند.

2-گاهی خوانده واقعه مورد استناد خواهان را میپذیرد ولی مدعی حادثه دیگری میشود که با واقعه نخست ارتباط نزدیک دارد و اثر آن را از بین میبرد.مثل اینکه وجود قرض را قبول میکند اما میگوید که آن را پرداخته یا به دیگری سپرده است

خواص سوره نسا 

امام صادق (ع) میفرماید اگر کسی در خواب ببیند که سوره نسا میخواند نشانه این است که حاجتش برآورده میشود و پرهیزگار میگردد و از خویشاوندان ارثی به او میرسد

آیا قتل مانع ارث می شود؟

آیا قتل مانع ارث می شود؟


ارث در لغت به معنی مال، دارائی شخص مرده را صاحب شدن، آنچه از مال مرده به بازماندگانش رسد، ترکه، متروکات باز مانده و وامانده می‌باشد.

حقوق

ارث در اصطلاح حقوق مدنی

ارث، به دارائی متوفی بعد از کسر واجبات مالی و دیون و ثلث، ارث می‌گویند.

معنای لغوی و اصطلاحی قتل

قتل در لغت به معنی کشتن و کشتار می‌باشد.

قتل در اصطلاح یعنی لطمه به حیات دیگری وارد ساختن خواه به واسطه عمل مادی و فیزیکی باشد و خواه به واسطه ترک فعل مانند اینکه مادری به طفل شیرخوار خود که تحت حضانت اوست شیر ندهد، تا او بمیرد و به هر حال باید قصد داشته باشد. در غیر اینصورت قتل غیر عمدی صدق می‌کند.

ماده 880 قانون مدنی

«قتل از موانع ارث است، بنابراین کسی که مورث خود را عمداً بکشد از ارث او ممنوع می‌شود اعم از اینکه قتل بالمباشره باشد یا با بالتسبیب و منفرداً باشد یا به شرکت دیگری.»

شرایط قتل مانع از ارث

1. عمدی بودن قتل

منظور از عمد، داشتن علم و آگاهی از ارتكاب فعل به منظور رسیدن به نتیجه آنست انگیزه قتل تأثیری در مطلب ندارد؛ چنانچه اگر كسی فرزندش را به قصد تأدیب با وسیله‌ای بزند كه عادتاً كشنده است و منجربه قتل وی شود، از ارث او ممنوع خواهد بود. همچنین اگر كسی مورث خود را كه در بستر بیماری است و درد و رنج فراوانی می‌كشد، به منظور نجات از این درد و رنج (حتی به اصرار بیمار) او را بكشد، از ارث او محروم خواهد شد.

«قتل از موانع ارث است، بنابراین کسی که مورث خود را عمداً بکشد از ارث او ممنوع می‌شود اعم از اینکه قتل بالمباشره باشد یا با بالتسبیب و منفرداً باشد یا به شرکت دیگری.»

در قتل شبه عمد و خطاء محض قاتل از ارث ممنوع نخواهد بود. البته در مورد ارث بردن قاتل خطایی از مورث مقتول قول مشهور امامیه آنست كه در این گونه قتل‌ها، قاتل از تركه مقتول ارث می‌برد، ولی از دیه ناشی از قتل ارث نمی‌برد.

2. قتل تسبیبی و مباشری

بر اساس ماده 880 قانون مدنی در مانعیت قتل عمدی به نحو عدوانی، فرقی بین قتل مباشری و تسبیبی نیست و آنگونه كه از ظاهر روایات و دلایل وارده در باب قتل بر می‌آید، لفظ قاتل اعم از مباشر و مسبب است و چنانچه بتوان عرفاً بر شخص، قاتل اطلاق نمود و عمل قتل را به وی منسوب نمود، خواه وی مباشرتأ دست به قتل زده یا تسبیباً، قانوناً قاتل شناخته می‌شود. قتل عمدی كه به طور مشترك انجام می‌گیرد نیز مانع ارث بردن وارث از مورث خود می‌باشد. از نظر مقنن تنها وقوع عمدی قتل، مانع از ارث است و چگونگی وقوع آن تأثیری در این مجازات ندارد.

3. وقوع قتل از طرف وراث

در صورتی كه وارث در دعوائی مورث خود را شدیداً مضروب نماید، ولی مورث در مسیر انتقال به بیمارستان تصادف نموده و این تصادف موجب مرگ او شود، چنین شخص از ارث محروم نیست.

هرگاه مردهمسرخودرا درحال زنا با مرد اجنبی مشاهده كندوعلم به تمكین زن داشته باشد ، می تواند درهمان حال ، آنان را به قتل برساند . نظربه اینكه مرد درصدد دفاع ازناموس برآمده ودفاع وی مشروع قلمداد می گردد، بنابراین از ممنوعیت از ارث بری معاف می باشد

در مورد قید «مورث خود» در ماده 880 قانون مدنی باید گفت در صورتی كه شخص به قتل مورث شخص دیگری اقدام نماید و آن دیگری، خود به نوعی مورث قاتل باشد در چنین فرضی، قاتل از ارث محروم نیست؛ برای مثال، هرگاه شخص به قتل پدر بزرگ خود اقدام كند و دارائی پدربزرگ پس از مرگش به تنها فرزندش كه پدر قاتل است، انتقال یابد و پدر قاتل نیز پس از چندی فوت نماید، در این حالت، قاتل وارث دارائی به جای مانده از پدر خود خواهد بود؛ هر چند بخش عمده‌ای از دارائی به جا مانده از پدر، تركه پدربزرگ باشد.

قتل

4. نامشروع بودن قتل

از میان اقسام سه گانه قتل تنها قتلی مانع از ارث است كه از روی عمد و ظالمانه (ناحق) واقع شود. به نظر می‌رسد مفاد ماده 880 قانون مدنی ایران مبنی بر محروم بودن قاتل عمدی از ارث مورث خود مورد اتفاق و قبول مذاهب مختلف اسلامی و جمیع مذاهب و فرق اسلامی، در مانع ارث بودن قتل عمدی به ناحق، اتفاق نظر دارند.

علت حرمان قاتل از ارث

علت و فلسفه محروم بودن قاتل از ارث مقتول ، نیز خیلی روشن است و آن را می توان به دو صورت زیر بیان کرد.

یکی اینکه شارع و قانونگذار خواسته است با قاتل مقابله و معامله به مثل کند. بدین نحو که قاتل احترام قانون حرمت قتل نفس را نقض کرده تا به مال مقتول دست یابد ،قانون هم به مقابله با او برخاسته او را از ارث مقتول محروم و از رسیدن به مقصد نامشروعش بازداشته است.

دوم- سیاست جزائی اقتضاء می کند که شارع و قانونگذار به منظور جلوگیری از قتل و برای حفظ جان مورث که به خاطر طمع و ارث نسبت به مال او در معرض خطر قرار گرفته یا محروم شناختن چنین وارثی انگیزه و علت ارتکاب قتل را از بین ببرد تا جان او محفوظ بماند و واضح است که از بین بردن علت بهترین وسیله برای از بین بردن معلول است.

شرایط قتل عمدی غیرمانع ارث

درموارد ذیل قتل عمدی مانع ارث بردن از مورث مقتول نمی شود.

1.قتل عمدی به حق وبه حكم قانون

درصورتی كه قتل عمدی مورث به حكم قانون یا برای دفاع باشد ، قاتل ممنوع از ارث نخواهد شد . مثل سربازی كه درمیدان جنگ مورث خود را كه درصف دشمن است به قتل برساند.

2. ارتكاب قتل درمقام دفاع:

ارتكاب عملی برحسب ضرورت ، ازطرف شخص دربرابریك حمله نامشروع وبه منظورنجات خود یا دیگری تعریفی است كه از دفاع مشروع می شود . درماده 881 قانون مدنی آمده ، درصورتی كه قتل عمدی مورث برای دفاع باشد ممنوعیتی برای ارث بری ایجاد نمی كند. این رفع ممنوعیت از ارث بری هم برای وقتی است كه قتل مورث برای دفاع ازنفس ، مال یا آبروی خویش باشد وهم برای دفاع ازنفس ، عرض ، ناموس ومال دیگری .

درماده 881 قانون مدنی آمده ، درصورتی كه قتل عمدی مورث برای دفاع باشد ممنوعیتی برای ارث بری ایجاد نمی كند. این رفع ممنوعیت از ارث بری هم برای وقتی است كه قتل مورث برای دفاع ازنفس ، مال یا آبروی خویش باشد وهم برای دفاع ازنفس ، عرض ، ناموس ومال دیگری

طرح یك سوال: آیا دفاع درمقابل تصرفات مجریان قانون نیز رافع ممنوعیت ارث بری است ؟

پاسخ :

-مقاومت دربرابر قوای تأمینی وانتظامی درمواقعی كه مشغول انجام وظیفه خودباشند دفاع محسوب نمی شود.

- ولی اگر مثلا" ، پدری بخواهد بدون داشتن حكمی از مقام قضایی ، واردمنزل پسرخود شده واموال وی را بدون اجازه واختیارقانونی ضبط نماید چون این عمل وی ، تجاوز از اختیارات قانونی است ، پسر می تواندمانع این كارشود وچنانچه بارعایت مقررات به دفاع از مال خویش بپردازد وپدر به قتل برسد ، عمل وی قانونا" دفاع مشروع به شمار می آید ، درنتیجه ، از ارث پدر ممنوع نمی گردد.

3-  قتل درفراش:

هرگاه مردهمسرخودرا درحال زنا با مرد اجنبی مشاهده كندوعلم به تمكین زن داشته باشد ، می تواند درهمان حال ، آنان را به قتل برساند . نظربه اینكه مرد درصدد دفاع ازناموس برآمده ودفاع وی مشروع قلمداد می گردد، بنابراین از ممنوعیت از ارث بری معاف می باشد.

فرآوری: علی تاجگردون بخش حقوق

انفجار مهیب درملارد،چرا؟

انفجار مهیب درملارد،چرا؟


در حالی که پیش از این اعلام شده بود در حادثه انفجار زاغه مهمات سپاه در حاشیه تهران، 27 نفر شهید شده اند، اما سردار رمضان شریف، مسوول روابط عمومی سپاه، این آمار را اصلاح و 17 نفر اعلام کرد.


انفجار ملارد

به گفته او آخرین آمار شهدا و مجروحین حادثه انفجار زاغه مهمات که در ملارد رخ داده بود 33 نفر است: "متأسفانه نمابری که از محل وقوع حادثه دریافت شد، به علت ناخوانا بودن به اشتباه عدد 27 اعلام شده بود که ضمن عذر خواهی از مردم عزیز آخرین آمار شهدا 17 نفر اعلام می‌شود."

به گزارش سپاه نبوز سردار شریف همچنین گفت: "این حادثه در محلی متعلق به سازمان جهاد خود کفایی سپاه به وقوع پیوست که متأسفانه طی آن 17 نفر از پاسداران انقلاب شهید و 16 نفر دیگر مجروح شدند که مجروحین حادثه بلافاصله به مراکز درمانی منتقل شدند و براساس آخرین اطلاعات دریافتی حال چند نفر از این مجروحین نیز وخیم گزارش شده است."

او در تشریح کوتاهی از ماجرا گفت: "انفجار هنگامی صورت گرفت که یک محموله مهمات از زاغه در حال خارج شدن به سمت منطقه مورد نظر بود که متأسفانه به محض خروج از زاغه این حادثه اتفاق افتاد."

مسئول روابط عمومی کل سپاه با نفی تمامی شایعات منتشره درباره این حادثه گفت: از مردم عزیز تقاضا می‌کنیم به شایعاتی که در کنار این موضوع صورت پذیرفته توجهی نکنند چرا که اطلاعات لازم در این خصوص در اسرع وقت در اختیار خانواده‌های عزیز شهدا و مجروحین قرار خواهد گرفت.

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روابط عمومی کل سپاه، مقارن ظهر دیروز  انفجاری در یکی از زاغه های نگهداری مهمات متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حوالی تهران رخ داد.

صدای این انفجار به حدی بود که منازل کرج و استان البرز را نیز تحت تأثیر قرار داد

صدای این انفجار به حدی بود که منازل کرج و استان البرز را نیز تحت تأثیر قرار داد.

 فرایند کمک رسانی در پادگان

رئیس سازمان امداد و نجات هلال احمر با بیان اینکه تنها 6 امدادگر با سگهای زنده یاب مجوز ورود به پادگان را گرفتند گفت: احتمال انفجار مجدد می رود.

به گزارش جهان محمود مظفر در گفتگو با خبرنگار مهر از وضعیت بحرانی پادگان ملارد خبر داد و افزود: دود غلیظ مانع نجات آسیب دیدگان شده است. خیابانهای اطراف پادگان توسط مسئولان مربوطه بسته شده تا عملیات امداد و نجات بهتر انجام شود ولی تنها 6 نفر از امدادگران توانستند مجوز داخل شدن پادگان را اخذ کنند.

وی گفت: هیچ اطلاعات دیگری در دسترس نیست ولی احتمال انفجار دیگری می رود. اورژانس تهران هم در خارج از پادگان مستقر شده و نتوانست داخل پادگان شود. آماری مصدومین و مجروحینی که هلال احمر به خارج از پادگان منتقل کرد تنها 10 نفر بوده است.

این در حالی است که هنوز مسئولان پادگان نظامی هیچ درخواستی برای حضور سازمان پزشکی قانونی کشور نداشته اند.

سردار رشید اسلام حسن مقدم در حادثه انفجار به شهادت رسیده است

یکی از شهدای این حادثه تأسف بار سردار شهید حسن مقدم از فرماندهان دوران دفاع مقدس و مسئول سازمان جهاد خودکفایی سپاه است

گزارش خبرنگار مهر از به شهادت رسیدن سردار رشید اسلام حسن مقدم در حادثه انفجار اخیر حکایت دارد.

یکی از شهدای این حادثه تأسف بار سردار شهید حسن مقدم از فرماندهان دوران دفاع مقدس و مسئول سازمان جهاد خودکفایی سپاه است

سپاه نیوز نیز با تائید خبر مهر در این باره نوشت: سردار سرتیپ دوم پاسدار رمضان شریف مسئول روابط عمومی کل سپاه با اشاره به شهادت 17 تن از پاسداران انقلاب اسلامی در جریان حادثه انفجار ظهر دیروز در زاغه مهمات در اطراف کرج اظهار داشت: یکی از شهدای این حادثه تأسف بار سردار شهید حسن مقدم از فرماندهان دوران دفاع مقدس و مسئول سازمان جهاد خودکفایی سپاه می باشد.

وی افزود: اسامی سایر شهدای این حادثه متعاقباً منتشر خواهد شد.

فرآوری :یوسف قاضی زاده

3 نکته کوچک ، 3 تغییر بزرگ

3 نکته کوچک ، 3 تغییر بزرگ

دانستنی‌های زیادی وجود دارد که هر کدام از ما بخش‌هایی از زندگی خود را برای یاد گرفتن آن‌ها اختصاص می‌دهیم  اما آنقدر این دانستنی‌ها زیاد هستند که هر کسی در طول زندگی خود فقط می‌تواند به قسمتی ازآنها دست پیدا کند و بسیاری از دانستنی‌ها برایش کاملاً مجهول می‌ماند و نمی‌تواند در مورد آن‌ها اطلاعات زیادی بدست بیاورد.


منافق

وقتی زندگی دانشمندان بزرگ تاریخ را مطالعه می‌کنیم جالبه که بعد از یک عمر تلاش و کوشش وقتی ازآنها پرسیده می‌شود که آیا چیزی هم فهمیدید؟ می‌گویند که الان که دیگر آفتاب عمرما در حال غروب کردن است به این نتیجه رسیدیم که هیچ چیز نمی‌دانیم و به عبارت دیگه فهمیدیم که نفهمیدیم.

و این جملات یک واقعیت زندگی را برای ما روشن می‌کند که ما چه بخواهیم و چه نخواهیم نمی‌توانیم همه معلومات را بدست بیاوریم و در مورد آن‌ها حرفه ای بشویم.

حال با توجه به این واقعیت زندگی، انسان موفق کسی است که تا می‌تواند تلاش کند تا حداقل در یک زمینه تخصص پیدا کند و واقعا حرفه ای بشود.

اما واقعیت تلخی را که در اطرافیان خود مشاهده می‌کنیم این است که بعضی از افراد از هر علمی چند خطی مطالعه می‌کنند و با توجه به این اطلاعات کم و اندک در هر زمینه ای خود را کارشناس می‌دانند و می‌خواهند در هر زمینه ای که حرف به میان می‌آید اظهار نظر کنند و خود را متخصص جلوه بدهند.

این اتفاق تالی فاسد های زیادی را در جامعه به دنبال دارد و اولین نتیجه این کار این است که خرافات در جامعه رواج پیدا می‌کند، چون افراد خواهان این هستند که در مورد مسائلی که تخصص آن‌ها نیست نظر تخصصی بدهند و این باعث به وجود آمدن بسیاری از خرافات در جامعه می‌شود.

خداوند متعال نیز به این واقعیت بارها و بارها در قرآن کریم اشاره کرده است و همگان را از نظر دادن در حوزه ای که در آن سر رشته ندارند منع کرده است

پس جامعه ای می‌تواند به یک جامعه نمونه تبدیل شود که افراد آن جامعه اولاً هر کدام در یک حوزه مخصوص تخصص پیدا کنند و دوما هر کسی فقط در رشته ای که درآن تخصص پیدا کرده اظهار نظر کند و از نظر دادن در حوزه های دیگر پیرهیز کند و اجازه بدهد که صاحب نظران آن رشته در مورد آن نظر بدهند و گفتگو و بحث کنند.

خداوند متعال نیز به این واقعیت بارها و بارها در قرآن کریم اشاره کرده است و همگان را از نظر دادن در حوزه ای که در آن سر رشته ندارند منع کرده است .

برای مثال در سوره نحل فرموده است:

(وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ إِلاَّ رِجَالاً نُّوحِی إِلَیْهِمْ فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِن کُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ: و پیش از تو نفرستادیم جز مردانی را که به ایشان وحی می‌کردیم، پس اگر نمی‌دانید از آگاهان بپرسید) (1)

منافق

در قسسمتی دیگر وقتی صحبت از جنگ و جهاد می‌شود می‌فرماید :

(کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ کُرْهٌ لَکُمْ وَ عَسی أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسی أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ: بر شما کارزار واجب شده است، در حالی که برای شما ناگوار است؛ و بسا چیزی را خوش نمی‌دارید و آن برای شما خوب است، و بسا چیزی را دوست می‌دارید و آن برای شما بد است، و خدا می‌داند و شما نمی‌دانید) (2)

عده ای که تخصصی در این زمینه ندارند و می‌خواهند خود را به عنوان کارشناس معرفی کنند و در مورد جهاد و چگونگی آن و وقت انجام آن اظهار نظر کنند خداوند متعال به صراحت از کارآنها نهی می‌کند و به این نکته اشاره می‌کند که فقط کارشناسان در امر جهاد می‌توانند در این زمینه اظهار نظر کنند و دیگران حق این کار را ندارند.

و جالب اینجاست که وقتی خداوند متعال صفات مؤمنین واقعی را بیان کمی کند باز به این نکته مهم اشاره می‌کند که مومنان واقعی کسانی هستند که وقتی در برابر مدیران و رهبران جامعه وکسانی که در اداره جامعه از آن‌ها آگاه تر هستند قرار می‌گیرند سخن آنهارا از صمیم جان گوش می‌دهند :

(إِنَّمَا کَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِینَ إِذَا دُعُوا إِلَی اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ أَن یَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ :جز این نیست که سخن مؤمنان هنگامی که به سوی خدا و رسولش خوانده شوند تا (رسولش) در میان آن‌ها (در مقام نزاع و غیره) داوری کند، این است که می‌گویند: شنیدیم و اطاعت کردیم؛ و آنانند که به حقیقت رستگارند)(3)

وقتی خداوند متعال صفات مؤمنین واقعی را بیان کمی کند باز به این نکته مهم اشاره می‌کند که مومنان واقعی کسانی هستند که وقتی در برابر مدیران و رهبران جامعه وکسانی که در اداره جامعه از آن‌ها آگاه تر هستند قرار می‌گیرند سخن آنهارا از صمیم جان گوش می‌دهند

و در مقابل وقتی صفات منافقین را بیان می‌کند این گونه می‌فرماید :که این گروه کسانی هستند که در هر زمینه ای می‌خواهند نظر کارشناسانه بدهند و حرف هیچ کسی را هم قبول نمی‌کنند :

(وَإِذَا دُعُوا إِلَی اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ إِذَا فَرِیقٌ مِّنْهُم مُّعْرِضُونَ :و چون (در مورد اختلاف و نزاعی) به سوی خدا و رسولش دعوت شوند تا (رسولش) میان آن‌ها داوری کند ناگاه گروهی از آنان (از حضور نزد رسول) رویگردانند)(4)

خلاصه کلام اینکه

برای تغییرات اساسی در زندگی باید سه گام برداشت :

اولین گام موفقیت: سعی کنید در یک رشته واقعا تخصص پیدا کنید و تبدیل به یک انسان حرفه ای شوید.

دومین گام موفقیت: برای رشد و تکامل فرد و جامعه هر کسی فقط و فقط در زمینه تخصص خود اظهار نظر کند و از نظر دادن در مورد مسائلی که در آن اطلاعاتی ندارد خود داری کنید.

سومین گام موفقیت: در علومی که در آن‌ها اطلاعات جامع و کافی نداریم به متخصصان آن علم مراجعه کنیم و سعی کنیم اطلاعات خود را از آن‌ها بدست بیاوریم.

و در آخر این نوشته را با این آیه از آیات الهی به پایان می‌برم که خداوند فرمود:

(إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا به قومٍ حَتَّی یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ:خداوند سرنوشت قومی را تغییر نمی‌دهد تا آن‌ها وضع خود را تغییر دهند) (5)

(برای تغییر از همین امروز شروع کنید)

پی نوشت ها :

1) سوره نحل 43

2) سوره بقره 216

3) سوره نور 51

4) سوره نور 48

5) رعد11                                                                            امین ادریسی

آیا در بهشت قرآن خوانده می شود؟

آیا در بهشت قرآن خوانده می شود؟


در آیات متعددی از قرآن کریم، گفتگوهای بهشتیان نقل شده یعنی اینکه در بهشت چه گفتگوهایی بین بهشتیان رد و بدل می شود، اجمالا در برخی آیات به آنها اشاراتی شده است و این بدان معناست که عبارات این آیات (و لو در قالب گفتمان بهشتی) قرائت می شود .


قرآن

به عنوان نمونه:

گاه قرآن از ستایش و سرور بهشتیان اینچنین یاد می کند:

وَ نَزَعْنا ما فی‏ صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تَجْری مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ وَ قالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ وَ نُودُوا أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوها بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (اعراف /43)

و آنچه در دلها از كینه و حسد دارند، بر مى‏ كنیم (تا در صفا و صمیمیّت با هم زندگى كنند) و از زیر (قصرها و درختان) آنها، نهرها جریان دارد و مى‏گویند: «ستایش مخصوص خداوندى است كه ما را به این (همه نعمتها) رهنمون شد و اگر خدا ما را هدایت نكرده بود، ما (به اینها) راه نمى‏یافتیم. مسلّماً فرستادگان پروردگار ما حق را آوردند» و (در این هنگام) به آنان ندا داده مى ‏شود كه: «این بهشت را در برابر اعمالى كه انجام مى‏دادید، به ارث بردید».

و در آیه ای دیگر چنین می فرماید:

وَ قالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُورٌ (فاطر/34)

و مى‏گویند: سپاس خدایى را كه اندوه از ما دور كرد، زیرا پروردگار ما آمرزنده و شكرپذیر است.

‏در آیات دیگر قرآن کریم از گفتگوی بین بهشتیان و جهنمیان هم سخن به میان آمده است:

و بهشتیان دوزخیان را صدا مى‏زنند كه: «آنچه را پروردگارمان به ما وعده داده بود، همه را حق یافتیم آیا شما هم آنچه را پروردگارتان به شما وعده داده بود حق یافتید؟» در این هنگام، ندا دهنده‏اى در میان آنها ندا مى‏دهد كه لعنت خدا بر ستمگران باد

وَ نادى‏ أَصْحابُ الْجَنَّةِ أَصْحابَ النَّارِ أَنْ قَدْ وَجَدْنا ما وَعَدَنا رَبُّنا حَقًّا فَهَلْ وَجَدْتُمْ ما وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا قالُوا نَعَمْ فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَیْنَهُمْ أَنْ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمینَ

 (اعراف/44)

و بهشتیان دوزخیان را صدا مى‏زنند كه: «آنچه را پروردگارمان به ما وعده داده بود، همه را حق یافتیم آیا شما هم آنچه را پروردگارتان به شما وعده داده بود حق یافتید؟» در این هنگام، ندا دهنده‏اى در میان آنها ندا مى‏دهد كه لعنت خدا بر ستمگران باد.

وَ إِذا صُرِفَتْ أَبْصارُهُمْ تِلْقاءَ أَصْحابِ النَّارِ قالُوا رَبَّنا لا تَجْعَلْنا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمینَ (اعراف/47)

جهنمیان

و هنگامى كه چشمشان به دوزخیان مى‏افتد مى‏گویند: «پروردگارا، ما را با گروه ستمگران قرار مده.

و گاهی نیز از توبیخ و سرزنش جهنمیان و اظهار عجز آنان خبر داده است:

ثُمَّ لَمْ تَكُنْ فِتْنَتُهُمْ إِلاَّ أَنْ قالُوا وَ اللَّهِ رَبِّنا ما كُنَّا مُشْرِكینَ (انعام‏/23)

سپس پاسخ و عذر آنها، چیزى جز این نیست كه مى‏گویند: «به خداوندى كه پروردگار ماست سوگند كه ما مشرك نبودیم!»

وَ لَوْ تَرى‏ إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ فَقالُوا یا لَیْتَنا نُرَدُّ وَ لا نُكَذِّبَ بِآیاتِ رَبِّنا وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنینَ (انعام‏/27)

كاش (حال آنها را) هنگامى كه در برابر آتش (دوزخ) ایستاده‏اند ببینى، مى‏گویند: اى كاش (بار دیگر، به دنیا) بازگردانده مى‏شدیم و آیات پروردگارمان را تكذیب نمى‏كردیم و از مؤمنان مى‏بودیم‏!

وَ لَوْ تَرى‏ إِذْ وُقِفُوا عَلى‏ رَبِّهِمْ قالَ أَ لَیْسَ هذا بِالْحَقِّ قالُوا بَلى‏ وَ رَبِّنا قالَ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ (انعام‏/30)

اگر آنها را به هنگامى كه در پیشگاه پروردگارشان ایستاده‏اند، ببینى! (به آنها) مى‏گوید: «آیا این حق نیست؟» مى‏گویند: «آرى، قسم به پروردگارمان (حق است)» مى‏گوید: «پس مجازات را بچشید به سزاى آنچه انكار مى‏كردید».

و گاهی هم به گفتگوها و خطابات صحرای محشر اشاره کرده است:

وَ یَوْمَ یَحْشُرُهُمْ جَمیعاً یا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُمْ مِنَ الْإِنْسِ وَ قالَ أَوْلِیاؤُهُمْ مِنَ الْإِنْسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنا بِبَعْضٍ وَ بَلَغْنا أَجَلَنَا الَّذی أَجَّلْتَ لَنا قالَ النَّارُ مَثْواكُمْ خالِدینَ فیها إِلاَّ ما شاءَ اللَّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكیمٌ عَلیمٌ (انعام‏/128)

در آن روز كه (خدا) همه آنها را جمع و محشور میسازد، (مى‏گوید:) اى جمعیّت شیاطین و جن! شما افراد زیادى از انسانها را گمراه ساختید.

در آیات قرآن به تلاوت قرآن توسط بهشتیان اشاره ای نشده است ولی قرآن کریم از برخی گفتگوها و سخنان اخروی بهشتیان و جهنمیان و ... (در صحرای محشر و بهشت و جهنم) خبر داده است

دوستان و پیروان آنها از میان انسانها مى‏گویند: «پروردگارا! هر یك از ما دو گروه [پیشوایان و پیروان گمراه‏] از دیگرى استفاده كردیم (ما به لذّات هوس آلود و زودگذر رسیدیم و آنها بر ما حكومت كردند) و به اجلى كه براى ما مقرّر داشته بودى رسیدیم.» (خداوند) مى‏گوید: «آتش جایگاه شماست جاودانه در آن خواهید ماند، مگر آنچه خدا بخواهد» پروردگار تو حكیم و داناست.‏

نتیجه اینکه در آیات قرآن به تلاوت قرآن توسط بهشتیان اشاره ای نشده است ولی قرآن کریم از برخی گفتگوها و سخنان اخروی بهشتیان و جهنمیان و ... (در صحرای محشر و بهشت و جهنم) خبر داده است.

 

با تلاوت قرآن بالا روید !

در کتاب شریف کافی،ج2/ص603 امام صادق (علیه السلام) از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل می نماید که فرمود:

قرآن کریم در روز قیامت در تمثال جوانی زیبا بر تلاوت کننده و عامل به آن وارد شده ... سپس به او گفته می شود: آیات قرآن را بخوان و بالا برو پس با تلاوت هر آیه ای به درجه و رتبه ای بالاتر و والاتر دست می یابد و ...

نکته:

در کتاب شریف کافی، ج2/ صفحه 596 کتاب فضل القرآن روایات متعدد و جالبی در فضیلت، عظمت و مسائل مرتبط با قرآن کریم وارد شده است.

بخش قرآن

رابطه بین مالك و مستاجر

رابطه بین مالك و مستاجر


رابطه بین مالك و مستاجر از جمله روابطی است كه عدم آگاهی هر یك از طرفین نسبت به استانداردهای آن، خسارت‌های جبران‌ناپذیری را به فرد وارد می‌سازد.

متاسفانه شرایط اقتصادی در كشور ما به گونه‌ای است كه مستاجر در جریان این روابط بیشتر از مالك آسیب می‌بیند.

تعداد مستاجر زیاد در مقایسه با تعداد خانه‌های اجاره‌ای محدود از یك سو و قیمت‌های نجومی برای اجاره كه برخی مالكان پیشنهاد می‌دهند، دو فاكتور مهمی است كه باعث شده مستاجر در مقابل مالك آسیب‌پذیرتر باشد.

موجر و مستاجر

نكاتی در اجاره‌نشینی وجود دارد كه هم مالك و هم مستاجر باید آنها را شناخته و رعایت كنند. اگر این نكات رعایت شود، مالك و مستاجر همچون دو دوست قدیمی رابطه‌شان حفظ خواهد شد.

امروزه مستاجران در هنگام یافتن خانه جدید برای اجاره فقط به دنبال خانه‌ای هستند كه اجاره آن با توان مالی‌شان سازگاری داشته باشد. این رویه كاملا غلط و به ضرر مطلق مستاجر می‌باشد.

شیوه درست برای یافتن خانه اجاره‌ای مناسب این است كه شما هم به دنبال خانه خوب و هم به دنبال مالك خوب باشید.

برخی مالكان این گونه تصور می‌‌كنند كه مستاجر یعنی برده، در صورتی كه مستاجر در عین حالی كه از خانه اجاره‌ای به عنوان سرپناه استفاده می‌كند، حافظ منافع مالك در مدت حداقل یكسال نیز خواهد بود.

تعریف اجاره

اجاره عقدی است كه برابر آن اجاره‌كننده مالك منافع عین مال موضوع اجاره‌ می‌شود اجاره ممكن است نسبت به اشیاء مانند اتومبیل، خانه یا حیوان یا انسان باشد مانند آنكه شخصی بخواهد از منزل دیگری استفاده كند و آن را برای مدتی اجاره نماید.

در اجاره مسكن باید مدت اجاره معین باشد كه معمولا این مدت یك سال تعیین می‌شود. مدت اجاره از روزی شروع می‌شود كه بین موجر و مستاجر توافق شود و اگر در زمان عقد قرارداد اجاره ابتدای مدت ذكر نشود، از زمان انعقاد قرارداد محسوب خواهد شد.

در مواردی كه اجاره‌نامه تنظیم شده باشد میزان‌اجاره‌بها همان است كه در اجاره‌نامه قید شده و هرگاه اجاره‌نامه‌تنظیم نشده باشد به میزانی است كه بین طرفین مقرر یا عملی شده‌است و در صورتی كه میزان آن معلوم نشود با رعایت مقررات این‌قانون از طرف دادگاه میزان اجاره بها به نرخ عادله روز تعیین‌می‌شود

قانون می‌گوید مستاجر باید در زمان‌های تعیین‌شده در قرارداد اجاره‌بها را پرداخت كند و در مقابل از موجر رسید دریافت كند.

برخی از مستاجران استفاده‌های سوء از ملك مورد اجاره می‌كنند. مثلا با آنكه ملك مورداجاره كاربری مسكونی دارد، اما مستاجر استفاده اداری یا تجاری از آن می‌كند. قانون در چنین مواردی حق فسخ اجاره را به مالك داده است.

مستاجر به محض پایان زمان قرارداد باید ملك را تخلیه كند و اگر بعد از پایان مدت اجاره مستاجر آن را در تصرف خود نگه دارد، باید به موجر اجاره‌بهایی كه معادل اجاره‌بهای مكان شبیه به آن است، بپردازد. البته اگر مستاجر مبلغی را به عنوان رهن نزد مالك داشته باشد، مطابق قانون تخلیه و تحویل مورداجاره، منوط به تحویل مبلغ رهن به مستاجر خواهد بود.

تنظیم قرارداد

تنظیم قرارداد بین مالك و مستاجر باید حتما در بنگاه‌های املاك معتبر رسمی انجام بگیرد.

باید توجه داشت برای تنظیم قرارداد اجاره حتما دو نفر به عنوان گواه و شاهد ذیل سند اجاره را امضا كنند. همچنین تنظیم قرارداد باید در فرم‌های چاپی معتبر انجام شود.

حقوق

میزان اجاره بها و ترتیب پرداخت آن‌

در مواردی كه اجاره‌نامه تنظیم شده باشد میزان‌اجاره‌بها همان است كه در اجاره‌نامه قید شده و هرگاه اجاره‌نامه‌تنظیم نشده باشد به میزانی است كه بین طرفین مقرر یا عملی شده‌است و در صورتی كه میزان آن معلوم نشود با رعایت مقررات این‌قانون از طرف دادگاه میزان اجاره بها به نرخ عادله روز تعیین‌می‌شود.

موجر یا مستأجر می‌تواند به استناد ترقی یا تنزل هزینة‌زندگی درخواست تجدیدنظر نسبت به میزان اجاره بها را بنماید،مشروط به اینكه مدت اجاره منقضی شده و از تاریخ استفاده‌مستأجر از عین مستأجره یا از تاریخ مقرر در حكم قطعی كه بر تعیین‌یا تعدیل اجاره‌بها صادر شده سه سال تمام گذشته باشد، دادگاه‌باجلب نظر كارشناس اجاره‌بها را به نرخ عادله روز تعدیل خواهدكرد حكم دادگاه در این مورد قطعی است‌.

همچنین موجر می‌تواند مابه‌التفاوت اجاره‌بها را ضمن‌دادخواست تعدیل نیز مطالبه نماید.

در این صورت دادگاه ضمن صدور حكم راجع به تعدیل‌،مستأجر را به پرداخت مابه‌التفاوت از تاریخ تقدیم دادخواست تاروز صدور حكم‌، محكوم می‌نماید. دایره اجرا مكلف است‌خسارت تأخیر تأدیه از تاریخ قطعیت تا تاریخ اجرای حكم را به قراردوازده درصد در سال احتساب و از مستأجر وصول و به موجربپردازد مستأجر نیز می‌تواند ضمن تقاضای تعدیل اجاره‌بهامابه‌التفاوت پرداخت شده را به انضمام خسارت تأخیر تأدیه به‌شرح فوق درخواست كند.

در حقوق مدنی ایران اگرمتعاقدین مدت عقد اجاره را ذكر نكنند، و همچنین پرداخت اقساط مال‎الاجاره را از قرار روز، ماه یا سال تعیین ننمایند و از طریق دیگری مقدار منفعت را مشخص نكنند، عقد اجاره باطل است

عدم تعیین مدّت در اجاره

در حقوق مدنی ایران اگرمتعاقدین مدت عقد اجاره را ذكر نكنند، و همچنین پرداخت اقساط مال‎الاجاره را از قرار روز، ماه یا سال تعیین ننمایند و از طریق دیگری مقدار منفعت را مشخص نكنند، عقد اجاره باطل است. اما اگر عقد اجاره‎ای منعقد كرده باشند كه در آن مدت تعیین نشده باشد اما پرداخت اقساط مال‎الاجاره از قرار روز، ماه یا سال تعیین شده باشد، مطابق مادة‌قانون مدنی، عقد اجاره برای مدتی كه برای پرداخت اقساط مال‎الاجاره تعیین شده است، منعقد می‎شود. اما در خصوص مازاد برآن میان حقوقدانان اختلاف نظر وجود دارد. به نظر می‎رسد، قولی صحیح باشد كه معتقد به وقوع عقد خصوصی جایز (بالعرض) است. این عقد بعد از انقضای اولین مدتی كه برای پرداخت اقساط مال الاجاره تعیین شده است، به وجود می‎آید.

 فرآوری:علی تاجگردون  

 بخش حقوق ایلام نسیم

حکم سقط جنین

حکم سقط جنین

جنین


امام زمان علیه السلام

«واما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواة حدیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجت الله  علیهم »

در حوادثی که پیش می آید، به کسانی مراجعه کنید که حدیث ما را نقل می کنند، بدرستیکه آنها حجت من برشما و من حجت خداوند بر آنها هستم.


سوال: سقط جنین حکمش چیست؟ و درصورت انجام، کفاره آن چه می باشد و بر عهده کیست؟

حضرت آیةالله خامنه ای:

سقط جنین جایز نیست و موجب دیه است وبر عهده مباشر(انجام دهنده) سقط است، و اگر بعد از ولوج روح (بعداز4ماه و10روزگی) بوده، کفاره هم دارد که با فرض عمد (درصورت عمدی بودن)جمع بین عتق رقبه (آزادی بنده)و صیام شهرین متتابعین(دو ماه روزه پشت سر هم) و اطعام  ستین مسکین(اطعام شصت فقیر)است.

 

 حضرت آیةالله صافی گلپایگانی:

دیه دارد، و دیه آن درحال نطفه بودن بیست مثقال شرعی طلای سکه دار است که هر مثقال آن18 نخود است واگر علقه یعنی خون بسته باشد چهل مثقال و اگر مضغه یعنی پاره گوشت باشد شصت مثقال و اگر استخوان شده باشد هشتاد مثقال و اگر گوشت آورده ولی هنوز روح دراو دمیده نشده باشد صد مثقال و اگر روح دمیده شده چنانچه پسر باشد هزار مثقال و اگر دختر باشد پانصد مثقال و دیه را در مورد سوال اگر خود زن قرص و دوایی که موجب سقط می شود خورده باشد باید زن بدهد اگر دکتر مرتکب سقط شده دیه بر ذمه دکتر است.(جامع المسائل)

حضرت آیةالله مکارم شیرازی: سقط جنین حرام است و دیه آن بر عهده کسی است که سبب سقط می شود مثل این که مادر کاری کند یا چیزی بخورد که بچه سقط شود یا دکتر آمپول تزریق کند یا کورتاژ نماید و دیه به حسب مراتب سن جنین فرق دارد

حضرت آیةالله بهجت:

حرام است و دیه آن بر عهده سقط کننده است و در موت جنین کفاره بر مباشر(انجام دهنده) ثابت است.

 

حضرت آیةالله فاضل لنکرانی:

جایز نیست و کسی که مباشر سقط جنین(انجام دهنده) است باید دیه آن را بر طبق سن جنین به ورثه آن طفل بدهد یا آنها را راضی کند.

 

حضرت آیةالله تبریزی:

حرام است ودیه آن را مباشر(انجام دهنده) در اسقاط باید به وراث شرعی(پدرو مادر)که غیر از اسقاط کننده است بپردازد . وکفاره قتل عمد را درصورتیکه روح به او دمیده شده باشد باید ادا کند.

 

حضرت آیةالله سیستانی:

جایز نیست مگر اینکه بقای آن موجب خطری بر مادر یا مشقت غیر قابل تحملی باشد در این صورت جایز است، اگر روح نداشته باشد، ولی کسی که مباشرت اسقاط می کند باید به پدر و مادر شرعی جنین دیه بدهد و اگر بچه نامشروع باشد دیه به حاکم شرع داده می شود اگر روح داشته باشد به هیچ وجه جایز نیست و موجب دیه نیز می باشد.

 

حضرت آیةالله مکارم شیرازی:

سقط جنین حرام است و دیه آن بر عهده کسی است که سبب سقط می شود مثل این که مادر کاری کند یا چیزی بخورد که بچه سقط شود یا دکتر آمپول تزریق کند یا کورتاژ نماید و دیه به حسب مراتب سن جنین فرق دارد .

استفتائات

بخش احکام اسلامی

5 روش‌ کاهش وزن و اثرات آن‌ بر بدن

5 روش‌ کاهش وزن و اثرات آن‌ بر بدن


کمربند لاغری، بالن و حلقه‌ی معده، جراحی، طب سوزنی و داروهای لاغری، روش‌های مختلف کاهش وزن هستند، اما ...

اگر بدن خود را دوست داشته باشید این احساس به شما کمک می‌کند که وزنتان را کاهش دهید. به جای فکر کردن به روش‌های انحرافی کاهش وزن، اگر دید مثبتی نسبت به بدن خود داشته باشید و تصویر مناسبی از فیزیک خود در ذهنتان ایجاد کنید، می‌توانید تأثیر برنامه‌های کاهش وزن را بر اساس یک رژیم غذایی مناسب و ورزش کردن، بهبود ببخشید و از این برنامه‌ها برای کم کردن اضافه وزنتان بیشتر سود ببرید و روش درست را انتخاب کنید.

کمربند لاغری

چرا کمربند لاغری نه؟

یکی از رایج‌ترین روش‌های لاغری استفاده از کمربندهای لاغری است. کمربندهای لاغری دو نوع هستند: حرارتی و لرزشی که هیچ‌کدام باعث سوزانده شدن چربی‌ها نمی‌شوند و تأثیری در کاهش وزن حقیقی ندارند.

کمربندهای حرارتی فقط آب را از بدن خارج می‌کنند که بعد از مدت کوتاهی با جایگزین شدن آب، همه چیز به حالت اول برمی‌گردد.

کمربندهای لرزشی با ارتعاشی که ایجاد می‌کنند باعث شکسته شدن و جابجا شدن چربی‌ها می‌شوند و ممکن است به ظاهر باعث کاهش سایز شوند ولی سؤال اینجاست که چربی‌های جابجا شده کجا می‌روند؟

جواب این است که چربی‌ها وارد جریان خون شده و در دیواره داخلی رگ‌ها رسوب می‌کنند یا در محل‌های پرخطر مثل دور قلب یا کبد تجمع می‌کنند. در واقع به این وسیله ظاهر خود را درست کرده و از درون به خود لطمه زده‌ایم.

اصولاً استفاده از دستگاه‌های لاغری موضعی نوعی نشانی غلط دادن است. اگر می‌بینیم چربی بیشتر در ناحیه شکم و پهلو جمع می‌شود به خاطر تنظیمات خاصی است که در بدن ما حاکم است. بدن چربی‌های اضافی را در جایی که کمترین خطر را برایش دارد ذخیره می‌کند و هر وقت هم که لازم داشت از همان جا برمی‌دارد.

لاغر شدن با قرص لاغری مثل نمره گرفتن با تقلب است و لطف و لذت چندانی

ندارد؛ در حالی که لاغر شدن با تلاش فردی بسیار لذت بخش است و باعث افزایش اعتماد به نفس و رضایت درونی می‌شود

نکته مهم اینجاست که همان طور که شما کار خاصی روی شکم‌تان انجام نداده‌اید که چاق شود برای لاغر شدنش هم لازم نیست کار خاصی بر رویش انجام دهید و راه درستش تغذیه مناسب و در پیش گرفتن سبک زندگی سالم است. جالب است بدانید شما اگر حتی به طور مرتب پیاده روی هم کنید از شکم و پهلو و باسن لاغر خواهید شد.

گفتنی است که هیچ کدام از کمربندهای لاغری مجوز مراکز علمی دنیا مانند FDA را ندارند و استفاده از آن‌ها به هیچ وجه توصیه نمی‌شود و اگر مضر نباشند قطعاً بی‌خاصیت هستند.

بالن معده

چرا بالن و حلقه معده نه؟

1- در میان روش‌های لاغری این‌ها مصداق سرپوش گذاشتن روی مشکل هستند، چون مانع از گرسنگی و تمایل شما به غذا نمی‌شوند، فقط سدّی در برابر خوردن شما ایجاد می‌کنند.

تصور کنید تمایل زیادی به خوردن دارید و غذای دلخواه‌تان هم در برابرتان است اما نمی‌توانید بخورید. وقتی می‌توان درست خوردن را یاد گرفت و از لذت غذا به شکل طبیعی برخوردار شد و از این طریق لاغر هم شد، چه نیازی به این روش‌های عذاب‌آور برای لاغری است؟

2- بالن معده باعث برگشت اسید معده (ترش کردن) می‌شود که مشکلات کوتاه‌مدت و خطرات درازمدتی را متوجه فرد می‌کند.

3- دانستن این نکته مهم است که مشکل اصلاً در معده نیست بلکه در ذهنیت و عادت‌های فرد است.

 

لیپوساکشن

چرا جراحی لاغری نه؟

1- هیچ عمل جراحی بی عارضه نیست، به خصوص جراحی روی بافت چربی که با خطرات و عوارض گاه مرگباری نظیر آمبولی چربی همراه است. در واقع در میان روش‌های لاغری، عوارض جراحی برای کاهش وزن از همه بیشتر است.

2- در میان روش‌های لاغری، جراحی مصداق ظاهرسازی است. جراح فقط چربی‌های ظاهری را برمی‌دارد که کم‌خطرتر است و با چربی‌های خطرناک‌تر کاری ندارد. جراح چربی‌های دور کبد و قلب را برنمی‌دارد. چربی‌هایی که در دیواره رگ‌ها رسوب کرده را برنمی‌دارد. حتی امکان این که چربی‌های ظاهری هم به طور متناسبی برداشته شود، نیست مثلاً شخص شکم لاغر پیدا می‌کند با بازوهای چاق و بدنش تناسب خود را هم از دست می‌دهد.

به علاوه وقتی شخص به ظاهر لاغر می‌شود یک دلخوشی و اطمینان خاطر کاذب پیدا می‌کند در حالی که او از درون همان فرد چاق قبلی است و همان عوارض تهدیدش می‌کند.

3- در این دنیا هیچ چیز بی‌دلیل نیست. اضافه‌وزن شما هم قطعاً دلایلی دارد. دلایل اضافه وزن شما در درون شما است، در عادت‌ها، انتخاب‌ها و سبک زندگی‌تان. بنابراین راه حل را هم باید در درون خود جستجو کنید نه در دنیای بیرون از خود.

جراح نمی‌تواند عادت‌های شما را هم جراحی کند. هر روشی که تمرکز شما را از درون به بیرون معطوف کند از راه صحیح، دورتان می‌کند و با ایجاد خوش بینی کاذب و تأخیر در گرفتن تصمیم صحیح مانع سلامتی شما می‌شود.

طب سوزنی

 

چرا طب سوزنی نه؟

چون تنها تأثیر طب سوزنی در کاهش اشتها است آن هم در دوره‌ای که استفاده می‌شود و چون دلایل اضافه‌وزن که در عادت‌ها و آگاهی‌ها و انتخاب‌های فرد است تغییر نمی‌کند، بعد از قطع درمان همه چیز به جای اول برمی‌گردد و فرد می‌ماند با سرخوردگی یک تجربه ناموفق.

 

 

قرص های چربی سوز

چرا قرص لاغری نه؟

1- قرص لاغری هم یکی دیگر از روش‌های لاغری است، اما امروزه دیگر همه می‌دانند که هیچ دارویی بی‌عارضه نیست. قرص لاغری تأثیرات منفی و مخربی بر جسم و روان شما می‌گذارد. تأثیراتی مانند عصبی شدن بی‌دلیل، مشکلات قلبی، مشکلات گوارشی و کاهش جذب ویتامین‌های غذا و… و این‌ها جدای از عوارض بعضی داروهای رایج دیگر مثل Tenuate است که اصولاً هیچ مجوز معتبر علمی ندارند.

2- چون تأثیر قرص لاغری کم و محدود است و معمولاً در کل بیشتر از چهار یا پنج کیلوگرم نیست.

3- چون تأثیر قرص لاغری موقتی است. قرص لاغری دلایل اضافه ‌وزن شما را برطرف نمی‌کند و عادت‌های شما را تغییر نمی‌دهد. قرص لاغری یا اشتها را کاهش می‌دهد یا جلوی جذب چربی‌ها را به بدن می‌گیرد.  پس تأثیرش محدود به زمانی است که آن را می‌خورید و با کنار گذاشتن آن اثراتش هم از بین می‌رود.

4- چون لاغر شدن با قرص لاغری مثل نمره گرفتن با تقلب است و لطف و لذت چندانی ندارد؛ در حالی که لاغر شدن با تلاش فردی بسیار لذت بخش است و باعث افزایش اعتماد به نفس و رضایت درونی می‌شود. ما دوست داریم فردا وقتی در آینه نگاه می‌کنید بگویید این من بودم که خودم را لاغر کردم. در آن صورت بیشتر مراقب دستاوردهای‌تان خواهید بود و مثل یک دارایی گران‌بها از آن مراقبت خواهید کرد و احتمال برگشت وزن‌تان به حداقل خواهد رسید.

اگر می‌بینیم چربی بیشتر در ناحیه شکم و پهلو جمع می‌شود به خاطر تنظیمات خاصی است که در بدن ما حاکم است. بدن چربی‌های اضافی را در جایی که کمترین خطر را برایش دارد ذخیره می‌کند و هر وقت هم که لازم داشت از همان جا برمی‌دارد

5- برای این که لاغر شدن مسیر شاهانه ندارد. لاغر شدن مسیر میانبر ندارد. کاهش وزن یک اتفاق جادویی نیست که با قرص و داروی لاغری اتفاق بیفتد. کاهش وزن یک مسیر و یک روند است که باید طی شود. فرق یک فرد هشتاد کیلویی با یک فرد شصت کیلویی فقط در وزنشان نیست. این دو نفر در عادت‌ها، انتخاب‌ها و سبک زندگی با هم متفاوتند. یک فرد هشتاد کیلویی اگر می‌خواهد واقعاً به یک فرد شصت کیلویی تبدیل شود باید با آموزش و تمرین، استحقاق شصت کیلویی شدن را پیدا کند وگرنه به هر شکل دیگری لاغر شود لاغری‌اش ظاهری و موقتی خواهد بود و دیر یا زود رشته‌هایش پنبه خواهد شد و به وزن قبلی‌اش برخواهد گشت.

 

مسئولیت انتخاب درست

روش‌های لاغری و کاهش وزن بسیار هستند و این شما هستید که مسئولیت انتخاب درست را به عهده دارید.

 

رژیم

28 سالگی بهترین سن برای رژیم گرفتن

اگر قصد دارید اضافه وزنتان را کاهش دهید، متخصصان تغذیه معتقدند که بهترین زمان برای آغاز رژیم گرفتن از سن 28 سالگی است.

بررسی‌ها نشان داده است موفق‌ترین افراد در تلاش برای لاغر شدن، کسانی هستند که از این سن شروع به رژیم گرفتن می‌کنند.

این بررسی‌ها روی 3000 هزار زن در حدود 30 سالگی صورت گرفته است. متخصصان تغذیه در انگلیس تأکید دارند که زنان در اواخر دهه 20 سالگی به دلیل داشتن زمان و اراده قوی‌تر بهتر از عهده این کار برمی‌آیند. به علاوه چون آن‌ها در این سن بیشتر نگران افزایش وزن خود هستند، اغلب با تمرکز بیشتری به اهداف خود برای کاهش وزن می‌پردازند و توجه دارند.

از سوی دیگر زنان در دهه 30 سالگی اغلب به قدری مشغله دارند که کمتر فرصت می‌کنند به وزن خود توجه کنند و در سنین 40 و 50 سالگی نیز علاقه خود را برای متناسب نگه داشتن بدن‌شان از دست می‌دهند.

فرآوری: معصومه آیت اللهی

روش تهیه سوپ هویج و عدس

روش تهیه سوپ هویج و عدس


اگر بخواهیم این غذا را به جای سوپ استفاده کنیم، باید آب آن بیشتر باشد و اگر می‌خواهیم خوراک باشد باید کاملاً آبش کشیده شود.

سوپ

مواد لازم برای 4 نفر

عدس                                   300  گرم

هویج                                     5 عدد متوسط بزرگ

پیاز                                        2 عدد متوسط

سیر                                      2 حبه کوچک

آب گوشت یا مرغ                   6 لیوان

کره                                      50 گرم

نمک ، فلفل، زردچوبه             به میزان لازم

زعفران آب شده                   به میزان دلخواه

 

طرز تهیه

* عدس را چند از ساعت قبل خیس می‌کنیم.

* پیازها، سیر و هویج را می‌شوییم و خرد می‌کنیم.

* ابتدا پیازها و سیر را بسیار ریز خرد می‌کنیم و در کره تفت می‌دهیم تا کمی طلایی شوند، زردچوبه را نیز اضافه می‌کنیم، سپس هویج‌ها را نگینی درشت خرد می‌کنیم و در پیاز و سیر خوب تفت می‌دهیم و سرخ می‌کنیم تا کاملاً برشته شود.

* حال عدس را که آب آن گرفته و خالی شده را به مایه اضافه می‌کنیم و باز نیز تفت می‌دهیم. حال آب گوشت را اضافه می‌کنیم و می‌گذاریم کاملاً پخته شود و جا بیفتد.

* اگر بخواهیم این غذا را به جای سوپ استفاده کنیم، باید آب آن بیشتر باشد و اگر می‌خواهیم خوراک باشد باید کاملاً آبش کشیده شود.

توضیح دیگر این که این سوپ یا خوراک، با سیب زمینی یا شلغم یا تره فرنگی نیز پخته می‌شود و بسیار هم لذیذ خواهد شد.

بخش تغذیه و آشپزی

قولنامه چیست؟

قولنامه چیست؟


گاهی افراد قصد خرید یا فروش مالی را دارند، ولی مقدمات آن فراهم نیست، مثلاً خریدار پول کافی ندارد و یا فروشنده باید نسبت به مفاصا (تصفیه) حساب های شهرداری و دارائی و غیره اقدام نماید در این حالت طرفین، قراردادی عادی تنظیم می نمایند و در آن متعهد می شوند در زمان و مکان مشخصی (دفتر اسناد رسمی) حضور یابند و با شرایط تعیین شده در قرارداد معامله را واقع سازند. به این قرارداد تنظیم شده قولنامه می گویند.

 آیا دو واژه قولنامه و مبایعه نامه یکسان هستند؟

برخی قولنامه را مرکب از قول و نامه می دانند یعنی قول مکتوب و بر این مبنا معتقدند به موجب قولنامه نمی توان الزام متعهد را به انجام تعهدش درخواست کرد و از طرف دیگر مبایعه نامه را با استفاده از تعبیری که واژه بیع (خرید و فروش) در زبان حقوقی دارد قرارداد خرید و فروش می دانند و بر این اساس معتقدند که الزام متعهد مبایعه نامه را به انجام تعهداتش می توان درخواست کرد. باید توجه داشت آن چه را که در زبان حقوقی مبایعه نامه می گویند همان چیزی است که در عرف قولنامه نام دارد و نمی توان بر این اساس که لفظ قولنامه و مبایعه نامه باهم متفاوت است آثار حقوقی متفاوتی را بر آنها بار کرد.

قولنامه -مبایعه نامه
 اعتبار قولنامه در دادگاه چه قدر است؟

قولنامه مانند سایر قراردادهائی که طرفین برای انجام تعهدی تنظیم می کنند در دادگاه معتبر است و باید مفاد آن را اجرا کنند و به موجب آن می توان الزام (اجبار) طرفی را که از انجام تعهدش خودداری می کند را از دادگاه درخواست نمود. بدین ترتیب، اگر فروشنده از حضور در دفتر اسناد رسمی و انتقال رسمی ملک به خریدار خودداری کند خریدار می تواند از دادگاه صالح درخواست نماید تا او را برای به نام زدن سند در دفترخانه مجبور کند.

وجه التزامی (اجباری) که در قولنامه قرار داده می شود چیست؟

طرفین قرارداد برای محکم کردن قولنامه، معمولاً مبلغی را در قرارداد قید می کنند تا در صورتی که متعهد از انجام تعهد خود سر باز زند مکلف به پرداخت آن مبلغ به طرف دیگر (معهد له) باشد، این مبلغ را وجه التزام می گویند.

 قرار دادن وجه التزام در قولنامه به چه طریقی صورت می گیرد؟

اصولاً درج وجه التزام در قولنامه به یکی از روش ذیل می تواند باشد:

1) در قولنامه قید می شود، در صورتی که فروشنده یا خریدار از اجرای مفاد تعهد خویش امتناع نماید، فلان مبلغ را باید به طرف دیگر بپردازد. در این صورت اگر فروشنده به تعهد خود (انتقال مال) عمل نکند، خریدار می تواند با احراز عدم اجرای تعهد وجه التزام تعیین شده را مطالبه کند، و نمی توان هم وجه التزام را بگیرد و هم از فروشنده بخواهد که مورد معامله را با سند رسمی به وی انتقال دهد.

2) در قولنامه طرفین موافقت می نمایند، که در تاریخ..... در دفترخانه شماره..... حضور یابند و سند رسمی تنظیم کنند و در صورت عدم حضور هریک در دفترخانه، وی مکلف است مبلغ.... به طرف دیگر بپردازد و تعهد خویش را نیز انجام دهد. در این حالت با احراز عدم حضور، متعهد باید وجه التزام را بپردازد و تعهد را نیز انجام دهد.

3) چنان چه در قولنامه ذکر شود: طرفین موافقت نمودند در تاریخ..... در دفترخانه.... حاضر شوند و سند رسمی تنظیم نمایند و در صورت عدم حضور یا امتناع فروشنده، فروشنده ملزم به انتقال و پرداخت روزانه.... ریال خسارت تأخیر است، در این فرض مالک باید مورد را به خریدار منتقل کند و خسارت مذکور را هم بپردازد.

اگر قیمت معامله را از طریق چک دریافت می کند باید توجه داشته باشد که در صورت برگشت خوردن چک، وی تنها می تواند وجه چک را مطالبه کند و معامله را نمی تواند برهم زند. مگر این که چنین شرطی را در قرارداد گنجانده باشند

کسی که وجه التزام را مطالبه می کند، باید خود تعهداتش را کامل انجام داده باشد. مثلاً خریدار باید در دفترخانه حاضر شود و قیمت معامله را نیز به رؤیت دفتردار برساند و عدم اجرای تعهد طرف دیگر احراز شود.

 آیا قولنامه تنظیمی در بنگاه معاملاتی سند رسمی است؟

قراردادی که تحت عنوان قولنامه در بنگاه های معاملاتی و یا بیرون از آن جا تنظیم می شود سندی عادی است و به همین خاطر طرفین (خریدار و فروشنده) باید نهایت دقت را در تنظیم آن بنماید تا بعداً دچار مشکل نشوند.

 چند توصیه به خریدار

1) خریدار باید مشخصات مالی را که قصد خرید آن را دارد، با آن چه در سند قید شده مطابقت دهد و روشن شود که مال در وثیقه یا رهن یا در توقیف نباشد.

2) اگر مورد معامله ملک می باشد، بررسی کنید که توابع و منضمات و ملحقات و مشاعات ملک به طور روشن در سند توصیف شده باشد. (آب، برق، گاز، تلفن، پارکینگ، انباری و غیره)

3) اگر کسی که قولنامه را امضاء می کند خود مالک نیست، بلکه وکیل یا ولی و یا قیم مالک است. دلایل احراز سمت آنها را بررسی کند و ببینید آیا وکیل در وکالتنامه خود حق فروش و گرفتن قیمت مال را دارد یا خیر؟ و اگر امضاکننده ولی مالک است مطمئن شود که در زمان امضاء قولنامه توسط ولی، کودک، بالغ نشده است. هم چنین در جائی که امضاکننده قیم مالک است باید روشن شود که آیا قیم به تنهائی حق فروش مال مولی علیه (صغیر) خود را دارد یا با دخالت مقام قضائی چنین حقی برای او در نظر گرفته شده است.

4) اگر مورد معامله از طریق ارث به فروشنده رسیده، باید گواهی انحصار وراثت را ببیند و فتوکپی برابر اصل آن را نیز از فروشنده بگیرد و هم چنین تصفیه حساب مالیات بر ارث را نیز ملاحظه کند.

5) خریدار مطمئن شود که فروشنده ممنوع المعامله یا مشمول فراری نظام وظیفه نباشد که در این حالت فروشنده قادر به انتقال رسمی ملک به خریدار نخواهد بود.

6) اگر فروشنده خیلی پیر یا مریض احوال است و حرکات غیرعادی دارد. خریدار باید این احتمال را بدهد که او محجور است و برای اطمینان به اداره سرپرستی محجورین مراجعه نماید و مطمئن شود که نام فروشنده در میان اسامی محجورین آن اداره نباشد.

اگر مورد معامله از طریق ارث به فروشنده رسیده، باید گواهی انحصار وراثت را ببیند و فتوکپی برابر اصل آن را نیز از فروشنده بگیرد و هم چنین تصفیه حساب مالیات بر ارث را نیز ملاحظه کند

7) تا زمانی که مورد معامله را دریافت نکرده یا با سند رسمی به وی منتقل نشده از پرداخت کل قیمت مورد معامله خودداری نماید.

8) اگر قصد خرید ملک (اعم از مسکونی، تجاری یا اداری) را دارد مطمئن شود که ملک مذکور در تصرف مستأجر نباشد و اگر چنین بود در قرارداد ترتیب و مهلت و ضمانت اجرای بیرون رفتن مستأجر قید شود.

9) خریدار سعی می کند تمام پرداختی ها به وسیله چک تضمینی انجام شود تا در صورتی که فروشنده منکر دریافت وجه شود، وسیله ای برای اثبات پرداخت خود داشته باشد.

10) در قولنامه برای حضور در دفتر اسناد رسمی (محضر) حتماً روز و ساعت و دفترخانه مشخصی را تعیین نمایند و برای عدم حضور یا امتناع از حضور وجه التزام سنگینی قرار داده شود.

11) در مورد خرید املاک دقت شود که ملک مورد نظر مشکل ثبتی یا معاوضی نداشته باشد.

 
قولنامه -مبایعه نامه
چند توصیه به فروشنده

1) از توام مالی خریدار برای پرداخت قیمت معامله اطمینان حاصل شود و شروطی در قولنامه آورده شود که در صورت عدم پرداخت قیمت یا ناتوانی از پرداخت قیمت معامله، برای فروشنده حق برهم زدن معامله وجود داشته باشد.

2) مورد معامله را قبل از دریافت تمام قیمت به خریدار تحویل ندهد.

3) حتماً در خصوص پرداخت مابقی قیمت از طرف خریدار، زمان تعیین شود و این نکته ذکر گردد که در صورت عدم پرداخت در تاریخ مقرر، فروشنده می تواند فسخ معامله را اعلام نماید و معامله را برهم زند.

4) اگر مالکین متعدد باشد و یکی از آنها عهده دار مذاکره با خریدار باشد و حتماً باید ذیل قولنامه را همه مالکین امضاء نمایند، مگر این که به یک نفر وکالت در فروش بدهند که در این صورت وکیل از طرف همه مالکین قولنامه را امضا می نماید.

5) فروشنده باید کلی مشخصات ملک را در قولنامه تصریح کند. به خصوص زمانی که این مشخصات منفی و مربوط به عیب و نقص مورد معامله است.

6) اگر قیمت معامله را از طریق چک دریافت می کند باید توجه داشته باشد که در صورت برگشت خوردن چک، وی تنها می تواند وجه چک را مطالبه کند و معامله را نمی تواند برهم زند. مگر این که چنین شرطی را در قرارداد گنجانده باشند.

اگر خریدار یا فروشنده از حضور در دفترخانه اسناد رسمی و انتقال سند مالکیت مورد معامله خودداری نمایند، طرف دیگر چه حقی دارد؟

طرف دیگر می تواند الزام معامله را به تنظیم سند رسمی انتقال از دادگاه درخواست نماید و پس از قطعیت حکم، درخواست صدور اجرائیه نماید. در صورتی که طرف معامله از حضور در دفترخانه جهت امضا خودداری کند، نماینده اجرای احکام سند انتقال را امضاء خواهد کرد.

قبل از اقامه چنین دعوائی بهتر است حسب مورد (فروشنده یا خریدار)، امتناع طرف دیگر از حضور در دفترخانه و حاضر و آماده بودن خود در دفترخانه را برای انتقال، به وسیله گواهی دفترخانه یا تأمین دلیل از دادگاه و یا ارسال اظهارنامه ثابت نماید.

 در خرید و فروش اتومبیل، فروشنده به چه نکاتی باید توجه داشته باشد؟

1) هم زمان با تنظیم قولنامه، فروشنده بالاترین درصد از بهای اتومبیل را به صورت نقد دریافت دارد.

2) خریدار از طریق رؤیت مدارک شناسائی احراز هویت شود.

3) پرداخت باقیمانده در دفترخانه اسناد هم زمان با انتقال سند خودرو پیش بینی شده، موعد مراجعه و شماره دفترخانه نیز معین گردد.

4) در قولنامه قید گردد در صورت عدم مراجعه و یا عدم آمادگی خریدار جهت پرداخت باقیمانده بها، وی متعهد به پرداخت خسارت تأخیر و انجام تعهد به ازاء هر روز مبلغ معینی باشد.

5) در قولنامه وضعیت فنی و بدنه و سایر مشخصات و شرایط اتومبیل درج و علم و آگاهی خریدار نسبت به آن پیش بینی گردد.

6) تحویل اتومبیل طی صورت جلسه یا در پشت قولنامه با قید تاریخ و ساعت صورت گیرد.

فرآوری: علی تاجگردون 

وصیتنامه و آثار حقوقی آن

وصیتنامه و آثار حقوقی آن 


 از نظر حقوقی نوشتن وصیتنامه امری اختیاری است یعنی کسی را نمی‌توان به این کار وادار کرد،‌ اما وقتی به نوشتن وصیتنامه روی آورد باید از انواع، شیوه تنظیم و آثار حقوقی وصیتنامه باخبر باشد. آثار حقوقی وصیتنامه پس از فوت شخص وصیت‌کننده (موصی) ظاهر می‌شود.

حقوق

نوشتن وصیتنامه گرچه خیلی‌ها را به وحشت می‌اندازد، اما نه‌تنها کار ترسناکی نیست، بلکه راهی است برای دخل‌وتصرف در بخشی از اموال پس از مرگ. با این حال خیلی‌ها از نوشتن وصیتنامه حذر می‌کنند و آن را مترادف با فرارسیدن مرگ می‌دانند هرچند در مقابل عده‌ای هستند که هر سال چند وصیتنامه می‌نویسند و تعیین تکلیف اموالشان را به روز می‌کنند.

از نظر حقوقی نوشتن وصیتنامه امری اختیاری است یعنی کسی را نمی‌توان به این کار وادار کرد،‌ اما وقتی به نوشتن وصیتنامه روی آورد باید از انواع، شیوه تنظیم و آثار حقوقی وصیتنامه باخبر باشد. آثار حقوقی وصیتنامه پس از فوت شخص وصیت‌کننده (موصی) ظاهر می‌شود، چون تا وقتی شخص زنده است خودش تصمیم‌گیرنده است همچنین تملیک در وصیتنامه باید مجانی باشد به طوری اگر با تنظیم وصیتنامه بخواهیم مالی را به مالکیت فرد دیگری درآوریم نمی‌توانیم برای آن مابه‌ازا قرار دهیم. مثلا بگوییم خانه‌ام را پس از فوت خود به شخص الف تملیک می‌کنم به شرط آن‌که او فلان مبلغ را به شخص ب بپردازد. این در حالی است که هر شخص می‌تواند بارها وصیت کند و مفاد وصیتنامه را تغییر دهد، اما باید بداند که آخرین وصیتنامه‌اش به لحاظ تاریخی ملاک عمل قرار می‌گیرد.

در این میان برخی افراد هستند که به علت ناآشنا بودن با قوانین حقوقی، وصیتنامه‌شان را وسیله‌ای برای انتقام‌گیری یا تسویه‌حساب قرار می‌دهند و بخشی از وراث را به محروم شدن از ارث تهدید می‌کنند. طبق قانون، موصی (شخص وصیت‌کننده) نمی‌تواند نسبت به کل اموالش به هر طریقی که مایل است وصیت کند مثلا به بعضی از وراث کمتر و به بعضی بیشتر ببخشد و عده‌ای را از گرفتن ارث محروم کند. پس اگر ورثه‌ای با چنین وصیتنامه‌ای روبه‌رو شدند می‌توانند با استناد به این اصل که متوفی فقط می‌تواند نسبت به یک‌سوم اموالش تصمیم‌گیری کند مخالفت خود را با مفاد وصیتنامه اعلام کنند و سبب شوند تا آثار حقوقی وصیتنامه بر دوسوم باقیمانده اموال حاکم نشود.

شیوه‌های تنظیم وصیتنامه

شاید مرسوم‌ترین نوع وصیتنامه آنهایی باشد که شخص وصیت‌کننده حرف‌هایش خطاب به ورثه را بر ورقه‌ای از کاغذ با دستخط خودش می‌نویسد و از چند معتمد محل نیز می‌خواهد تا زیر آن را امضا کنند. البته این نوع وصیتنامه از لحاظ حقوقی، وصیتنامه عادی تلقی می‌شود و اگر ورثه بر صحت و درستی آن اقرار نکنند معمولا در مراجع رسمی پذیرفته نمی‌شود. پس برای کم شدن از مشکلات پس از مرگ موصی، باید وصیتنامه به 3 شکل رسمی، خود نوشت و سری تنظیم شود. ویژگی وصیتنامه رسمی این است که در یکی از دفترخانه‌های اسناد رسمی نوشته می‌شود و تابع تشریفات و مقررات اسناد رسمی است. همچنین وصیتنامه خودنوشت وصیتنامه‌ای است که به خط وصیت‌کننده است و دارای تاریخ به روز، ماه و سال به همراه امضای وصیت‌کننده است. این در حالی است که وصیتنامه سری ممکن است به خط وصیت‌کننده یا فرد دیگری باشد، ولی در هر صورت امضای وصیت‌کننده باید زیر آن باشد. چنین وصیتنامه‌ای باید در اداره ثبت یا محل دیگری که آن اداره معین می‌کند به امانت گذاشته شود. (شخص وصیت‌کننده هر وقت اراده کند می‌تواند وصیتنامه‌اش را از اداره ثبت پس بگیرد)‌ این در حالی است که شخص بی‌سواد نمی‌تواند چنین وصیتنامه‌ای تنظیم کند.

وصیتنامه به این علت تنظیم می‌شود تا تکلیف بخشی از اموال موصی تعیین شود و آنچه موجب تحقق ارث می‌شود مرگ است که به دو نوع موت حقیقی و موت فرضی تقسیم می‌شود. منظور از موت حقیقی خارج شدن روح از بدن است و منظور از موت فرضی این است که شخصی مدت‌ها غایب بوده و خبری از از او نباشد.

البته به جز این شیوه‌های تنظیم وصیتنامه نوع دیگری نیز وجود دارد که به وصیتنامه در مواقع اضطراری معروف است. منظور از مواقع اضطراری زمان‌هایی است که حالت فوق‌العاده بر جامعه حاکم است، مثل شرایط جنگی، بمباران هوایی یا شیوع بیماری‌های مسری که در چنین حالتی شخص می‌تواند به طور شفاهی نزد 2 شاهد وصیت کند به شرط آن که یکی از شاهدان مفاد وصیتنامه را با تاریخ روز، ماه و سال تنظیم کند و به امضای حاضران برساند.

نکته: اگر ورثه بر صحت و درستی وصیت‌نامه عادی اقرار نکنند معمولا در مراجع رسمی پذیرفته نمی‌شود. پس برای کم شدن از مشکلات پس از مرگ موصی باید وصیتنامه به 3 شکل رسمی خود نوشت و سری تنظیم شود

همچنین اشخاصی که وصیتنامه اضطراری نزد آنها تنظیم می‌شود باید در اولین فرصت وصیتنامه را در یکی از دفاتر اسناد رسمی به امانت بگذارد و اعلام کند که وصیت‌کننده آن را در سلامت عقل نوشته است. البته اگر به موضوع نوشتن وصیتنامه از منظری دیگر نیز نگاه شود وصیت به دو نوع عهدی و تملیکی تقسیم می‌شود. در وصیت عهدی، وصیت‌کننده فرد یا افرادی را برای اداره بخشی از اموال خود و نیز سرپرستی فرزندانش پس از مرگ تعیین می‌کند و مسوولیت را به‌ آنها می‌سپارد. این در حالی است که در وصیت تملیکی، شخص بخشی از اموال خود را پس از مگر به فرد یا افرادی تملیک می‌کند که این فرد یا افراد می‌توانند فردی از خانواده یا هر فرد دیگری باشد.

حقوق
وصیت برای نوزاد متولد نشده

وصیت کردن برای جنین شاید اقدامی ناآشنا برای عده‌ای باشد، اما وصیت بر حمل یعنی جنینی که در رحم مادر است وجهه قانونی و حقوقی دارد. البته شرط اجرای این وصیت این است که جنین زنده متولد شود به طوری که اگر جنین سقط شود، حقوق ناشی از وصیت به ورثه او تعلق می‌گیرد.

انواع موت و طبقات ارث

وصیتنامه به این علت تنظیم می‌شود تا تکلیف بخشی از اموال موصی تعیین شود و آنچه موجب تحقق ارث می‌شود مرگ است که به دو نوع موت حقیقی و موت فرضی تقسیم می‌شود. منظور از موت حقیقی خارج شدن روح از بدن است و منظور از موت فرضی این است که شخصی مدت‌ها غایب بوده و خبری از از او نباشد. شخصیت این افراد از نظر حقوقی متزلزل است به همین منظور او را در حکم شخص مرده تلقی می‌کنند و احکام ارث بر او مترتب و ارثش تقسیم می‌شود، اما برای این که ارث میت به کسی برسد او باید جزیی از طبقات ارث باشد. منظور از طبقه کسانی هستند که باعث می‌شوند تا طبقه دیگر ارث نبرد پس هر کسی که به متوفی نزدیک‌تر است در طبقه جلوتر قرار دارد و ارث به او تعلق می‌گیرد. در واقع در طبقات ارث هر طبقه مانع ارث بردن طبقه دیگر می‌شود با این قید که طبقات اول، دوم و سوم که نسبی هستند هرگز نمی‌توانند مانع زوج و زوجه بشوند. به این ترتیب فرزندان و پدر و مادر در طبقه اول ارث، برادران و خواهران و اجدات و جدات در طبقه دوم، خالات و عمات (خاله، عمه، عمو، دایی و فرزندان آنها)‌ در طبقه سوم و زوج و زوجه در طبقه سببی قرار می‌گیرند. در مورد طبقه اول ارث یعنی فرزندان و پدر و مادر نکته قابل توجه این است که اگر کسی فوت کند و پدر و مادرش زنده باشند و نوه‌اش هم زنده باشد به نوه هم ارث می‌رسد،‌ اما زمانی که فردی فوت کند و یک فرزند و یک نوه داشته باشد اگر این نوه از فرزند فوت شده‌اش باشد این نوه ارث نخواهد برد.

 اگر ورثه بر صحت و درستی وصیت‌نامه عادی اقرار نکنند معمولا در مراجع رسمی پذیرفته نمی‌شود. پس برای کم شدن از مشکلات پس از مرگ موصی باید وصیتنامه به 3 شکل رسمی خود نوشت و سری تنظیم شود

چند نکته

قوانین مربوط به وصیت وارث ریزه‌کاری‌های فراوانی دارد. طبق قانون، فرد صغیر و مجنون هم می‌تواند موضوع وصیتنامه باشد که در این صورت در مورد صغیر «ولی» و در مورد مجنون «قیم» باید قبولی خود را بر پذیرش وصیتنامه اعلام کند،‌ اما در مورد شخص بالغ و رشید، قبولی خودش شرط است و ملاک آن نیز قبولی او پس از فوت وصیت‌کننده است. نکته دوم این که پس از مرگ فرد، باید خرج کفن و دفن از اموالش پرداخت شود. این در حالی است که هیچ‌کس نمی‌تواند وصیت کند که وارثی را کلا از ارث محروم کند مگر این که برای محروم کردن فرزند یا شوهر یا زن از ارث در زمان حیات اموال فرد به نام دیگری شود. در این میان طبق قانون، وعده به ارث موجب ارث بردن نمی‌شود چون موجب ضرر دیگران می‌شود این در حالی است که ارث کسی که هیچ وارثی ندارد به امام و حاکم اسلامی می‌رسد و جزو بیت‌المال محسوب می‌شود همچنین در صورتی که فردی فوت کند و هیچ مالی نداشته باشد نمی‌توانند بدهی‌های او را از ورثه بگیرند.

بخش حقوق علی تاجگردون

بزهکاری خردسالان

بزهکاری خردسالان


مسئله بزهكاری خردسالان از نظر حقوقی و اجتماعی از مسائل جهان كنونی است . در اینجا مسئله از نظر حقوقی مورد گفتگو قرار میگیرد و منظور آنست كه مقررات قانونی ایران درباره اطفال بزهكار تشریح شود و مشكلات علمی و قضائی آن مورد تحث قرار گیرد

چون میان قانون كنونی ایران درباره جرائم اطفال و قوانین كشورهای مترقی تفاوت اساسی هست نخست از نظر مقایسه اصولی را كه كشورهای پیش رفته در این باره پذیرفته اند با نهایت اختصار ذكر میكنیم و سپس به بحث درباره قانون ایران میپردازیم .

بزهکاری

اصولی كه درباره جرائم اطفال مورد قبول قانونگذاران و جرم شناسان كشورهای متمدن قرار گرفته بشرح زیر است :

برای رسیدگی به جرائم اطفال دادگاههای خاصی لازم است . سری بودن رسیدگی ، جنبه آموزشی داشتن دادرسی ، ملایمت و مهربانی نسبت به طفل متهم از اصول نخستین اینگونه دادرسی ها است . در بعضی از كشورها ماموران وضابطین دادگستری كه با اطفال سرئ كار دارند از میان زنان انتخاب میشوند .

مجازات بزهكار صرفاً جنبه تادیبی ، تامینی و ارشادی دارد .

توجه زیادی مبذول میشود با پیش از آنكه طفل دچار فساد منجر به تبهكاری گردد از وقوع جرم پیشگیری شود و این امر در زمینه های زیر انجام میگیرد :

1 – توجه به بهبود وضع اجتماعی و اقتصادی بطور كلی و اصلاح محیط

2 – تهیه كار برای اطفالی كه سنشان مقتضی است و توجه به آموزش و پرورش خردسالان

3 – جلو گیری از ولگردی ، بیكاری ، تكدی و امثال آنها كه مقدمه تبهكاری است

4 – سالم نگاهداشتن محیط خانوادگی طفل

5 – تهیه وسایل تفریحات سالم برای كودكان

هرگاه شخصی كه 18سال تمام نرسیده است از جهت شركت یا معاونت شخص بالغی در محكمه جنائی محاكمه شود برائت متهم بالغ سلب صلاحیت از محكمه جنائی در رسیدگی و صدور حكم علیه متهم غیر بالغ نمی كند و اگر حكم صادره در دیوان كشور نقض و رسیدگی مجدد فقط نسبت به شخص غیر بالغ شرح شود باز دادگاه جنائی صالح به رسیدگی و صدور حكم می باشد

اینك به تشریح و توضیح مواد مربوط به اطفال بزهكار و مشكلات علمی آن میپردازیم :

در حقوق جزا آنجا كه سخن از مسئوولیت شخص مجرم درمیان است مجرمان را از نظر سن بدو دسته صغیر و كبیر تقسیم میكنند .

از نظر جزائی شخص كبیر كسی است كه بطور كلی بنا به تشخیص قانونگذار قوای روحی او به تبع وضع جسمی به حدی از رشد رسیده كه مسئول كامل عمل خود است این سن در هر كشور بسته بشرایط اقلیمی و آداب و سنن متفاوت است . در كشور ما با نخستین روز ورود به سن نوزده سالگی كبر جزائی آغاز میشود .

1 – نخستین مسئله قضائی كه در این مورد بنظر میرسد آنستكه تشخیص سن متهم بعهده چه مقامی است ؟

تا مدتها در دادگاههای ایران این مسئله موردنظر بود كه آیا تشخیص سن متهم موضوعی فنی است و احتیاج بجلب نظر كارشناس ( پزشك ) دارد یا آنطور كه از ظاهر ماده 39 قانون مجارات عمومی بر میاید دادگاه در این باره اجباری به تحصیل نظر پزشك ندارد و خود به تنهائی میتواند قدر متیقن سن متهم را مناط اعتبار قرار دهد . رای شماره 2911 مورخ 25 ر 10 ر 37 هیئت عمومی دیوان كشور كه طبق قانون وحدت رویه قضائی مصوب هفتم تیرماه 1328 برای شعب دیوان كشورها و كلیه دادگاهها در موارد مشابه لازم الاتباع است از نظر قانونی به این بحث خاتمه داده است. .

بموجب رای مذكور :

درهر موردی كه دادگاه بتواند سن واقعی متهم را هنگام ارتكاب بزه تشخیص دهد تكلیفی برای جلب نظر كارشناسان  ندارد و در این صورت مطابق ماده 39 قانون كیفر عمومی قدر متیقن سن مناط حكم خواهد بود .

بموجب ماده 37 قانون مجازات عمومی اشخاص مذكور گرچه اتهامشان جنائی باشد در دادگاه جنحه محاكمه می شوند مگر آنكه شریك یا معاون آنها بر حسب اقتضای سن باید در محكمه جنائی محاكمه شوند در این صورت هر دو در محكمه جنائی محاكمه خواهند شد

بموجت این رای دادگاه تكلیفی برای جلب نظر كارشناس ندارد اما رای مذكور بهیچوجه متضمن منعی برای ارجاع امر بكارشناس نیست . و چون تشخیص سن هنگامی كه در میزان مجازات موثر است مسئله ای است دقیق و لااقل از نظر عده ای موضوعی است فنی و مسائل فنی احتیاج بكسب نظر كارشناس دارد و كارشناسان در اینگونه مسائل راهنمای قاضی هستند بهتر است دادگاه برای اثبات احتیاط و دقت خود وهم برای حصول یقین هنگامی كه سن متهم در میزان مجازات او تاثیر دارد نظر پزشك قانونی یا جانشین او را جلب كند .

ناگفته پیداست كه هیچگاه دادگاه نباید خود را اسیر نظر كارشناس كند . دادگاه در حدود قانون نه فقط حاكم بر اتهام بلكه حاكم بر رسیدگی و لوازم و آداب آن و منجمله حاكم بر نظر كارشناس نیز هست . با قبول این اصل هر جا دادگاه نظر كارشناس را مخالف اوضاع و احوال دید باید موضوع را با استدلال بكارشناس دیگری رجوع كند .

اگر قبلا دادگاهی در خصوص سن متهم اظهار نظر كرده باشد آیا این نظر برای دادگاهی كه بعدا رسیدگی میكند الزام آور است ؟

بزهکاری

پاسخ منفی است زیرا دادگاه رسیدگی كننده مستقلا و صرفنظر از سوابق ، حق دخالت و اظهار نظر دارد

هر چند بموجب آراء مختلف دیوان كشور تنها شناسنامه برای تعیین قدر متیقن سن متهم كافی نیست اما بهر حال یكی از مدارك اثبات سن شناسنامه است .

هیئت عمومی دیوان كشور در رای اصراری شماره 1684 – 24 ر 3 ر36 جلب نظر یك پزشك را برای تشخیص سن متهم بدون ملاحظه شناسنامه مرد بر خلاف مقررات ماده 39 قانون مجازات عمومی تشخیص داده است .

بموجب رای شماره 1747 – 17 ر 4 ر 29 دیوان كشور اگر متهم فاقد شناسنامه بود دادگاه مكلف است با جلب نظر متخصص سن واقعی متیقن سن را مناط حكم قرار دهد .

ب – مقام صالح برای محاكمه خردسالان

در بسیاری از كشورهای جهان از نظر حساس بودن وضع خردسالان دادگاههای خاصی برای محاكمه صغار پیش بینی شده است .

در دادرسی وضع خاصی برای صغاری كه بین 15 و 18 سال تمام دارند پیش بینی شده است . بموجب ماده 37 قانون مجازات عمومی اشخاص مذكور گرچه اتهامشان جنائی باشد در دادگاه جنحه محاكمه می شوند مگر آنكه شریك یا معاون آنها بر حسب اقتضای سن باید در محكمه جنائی محاكمه شوند در این صورت هر دو در محكمه جنائی محاكمه خواهند شد. در این مورد آیا برائت متهم بالغ از دادگاه جنائی سلب صلاحیت میكند ؟ جواب منفی است بموجب رای شماره 107484 و 67-17 و 1 و 17 دیوان كشور :

هرگاه شخصی كه 18سال تمام نرسیده است از جهت شركت یا معاونت شخص بالغی در محكمه جنائی محاكمه شود برائت متهم بالغ سلب صلاحیت از محكمه جنائی در رسیدگی و صدور حكم علیه متهم غیر بالغ نمی كند و اگر حكم صادره در دیوان كشور نقض و رسیدگی مجدد فقط نسبت به شخص غیر بالغ شرح شود باز دادگاه جنائی صالح به رسیدگی و صدور حكم می باشد.

فرآوری: علی تاجگردون - ایلام